در حالی که «متری شیش و نیم» به تازگی در شبکه خانگی توزیع شده فرزاد موتمن بعد از تماشای این فیلم نوشت: چگونه است كه ما در اين فيلم ، ميتوانيم خشونت پليس را با متهمين و مظنونين ، ببينيم ، اما وقتى من فيلمى با پليس ميسازم ، در صحنه اى كه پليس بايد متهمى را از پله هائى ، پائين ببرد، مشاور پليس تذكر ميدهـد كه نبايد متهم به پائين كشانده شود و بايد متهم در كمال آرامش و تقريباً با احترام به طبقه پائين هدايت شود و اگر من به اين تذكرات وقعى نگذارم، مطلب در گوش بازيگرم گفته ميشود ، تا بداند كه اگر تخطى كند ، ممكن است مشكلاتى در آينده برايش بوجود بيايد يا چگونه است كه در اين فيلم پليس مرتباً در حال عربده كشى ست اما در فيلم من ، حتى لول صداى پليس كنترل ميشود و اين ها تازه موارد بسيار كوچكى ست از ان چه هنگام فيلمبردارى پيش ميايد، “إصلاحيه ” هائى كه براى دريافت پروانه نمايش صادر ميشود، بحث ديگريست.
چرا عده معدودى از فيلمسازان (اغلب تازه از راه رسيده) كه چند سالى ست همه پولهاى كلان و تمام امكانات اكران و جشنواره و همه تلاش براى لابى كردن فيلمهايشان در اين و آن جشنواره، به آنها تعلق گرفته، ميتوانند ، بسيارى از تابوها را بشكنند ، اما باقى سينما كاملاً از اين رانت ها ، بى بهره است ؟ .”امنيت شغلى”، فقط مال اين چند نفر است؟ “خانه سينما” چكاره است؟ “حقوق صنفى” هم رانتى ست؟ چرا “مميزى” كتبى نميشود و قوانين يكپارچه اى پيدا نميكند تا همه فيلمسازان در برابر ان يكسان باشند؟
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی
