کد خبر: 5424تاریخ انتشار : ۹:۳۶:۰۵ - پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲

مجله انلاین دوستان : سخن در باب کیفیت و چگونگی دعا و تأثیر آن بر استجابت فراوان است . در این میان نکته ای حائز اهمیت است که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن این است که انسان، با اخلاق و اضطرار می تواند مستجاب الدعوه شود؟

مضطر کیست؟

تعریفی که از مضطر ارائه داده اند اینگونه است، «مضطرّ» كسى است كه مرض یا فقر و بیچارگى یا یكى از پیش آمدهاى ناگوار روزگار، او را نیازمند به تضرّع و زارى پیش خداوند كند. گویند: اضطرّه الى كذا (یعنى او را در این كار به تضرّع و زارى وادار كرد).(ترجمه جوامع الجامع، ج‏4، ص: 484)

در حال اضطرار، دعاى داعى از حقیقت برخوردار است و دیگر گزاف و بیهوده نیست، چون تا آدمى بیچاره و درمانده نشود، دعاهایش آن واقعیت و حقیقت را كه در حال اضطرار واجد است ندارد، و این خیلى روشن است. و این براى آن است كه بفهماند خدا وقتى دعا را مستجاب مى‏كند كه داعى، به راستى او را بخواند، نه اینكه در دعا رو به خدا كند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و این وقتى صورت مى‏گیرد كه امید داعى از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد، یعنى بداند كه دیگر هیچ كس و هیچ چیز نمى‏تواند گره از كارش بگشاید، آن وقت است كه دست و دلش با هم متوجه خدا مى‏شود پس، اگر دعا صادق بود، یعنى خوانده شده فقط خدا بود و بس، در چنین صورتى خدا اجابتش مى‏كند و گرفتاریش را كه او را مضطر كرده بر طرف مى‏سازد. (ترجمه المیزان، ج‏15، ص: 545)

نگاه آیت الله جوادی آملی به این موضوع نگاه منحصر به فردی است که در ادامه به بخشی از بیانات ایشان اشاره می کنیم.

اضطرار شرط استجابت دعا

خدای سبحان یك اصل كلی را در سوره مباركه بقره بیان كرد حقیقتی را هم در سوره مباركه نمل، آنكه در سوره مباركه بقره بیان كرد فرمود: (إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ)[ بقره, آیه 186] آنچه در سوره مباركه نمل است این است كه ما مضطر را جواب می‌دهیم (أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ)[ نمل, آیه 62]

اگر حالت اضطرار پیدا شد انسان هرگز خلاف نمی‌كند بویِ بد گناه او را می‌رنجاند چرا که دل انسان در حالت اضطرار به گونه‌‌ای به خداوند متّصل می‌‌شود كه آدمی با تمامی وجودش خدا را می‌‌بیند و صدایش می‌‌زند. انسانی که متخلق به اخلاق است نیز امیدش از همه اسباب ظاهرى قطع شده و آن وقت است كه دست و دلش با هم متوجه خدا مى‏شود و تمام حرکات و سکنات او در جهت رضای اوست. آن وقت وقتی دعا كرد دعایش اثر دارد

علم آدم را مضطر نمی‌كند اخلاق آدم را مضطر می‌كند بیان ذلك این است كه ما در براهین عقلی, فلسفی, كلامی همه این حرفها را شنیدیم كه انسان محتاج است ممكن است ممكن, واجب می‌خواهد این حرف‌ها برهان است ولی علم حصولی است می‌گوییم ما مضطرّیم نسبت به ذات اقدس الهی و درست هم می‌گوییم برهان هم است اما این اضطراری كه ما با علم حصولی ثابت كردیم این اضطرار است به حمل اوّلی كه در این حال نمی‌لرزیم ما آرامیم و حرف می‌زنیم و می‌فهمیم و درست هم می‌گوییم, می‌گوییم ما بیچاره‌ایم مضطرّیم و خدا می‌خواهیم این به درد علم می‌خورد اما اگر به كسی گفتند كه پسرت را یا برادرت را می‌خواهند وارد اتاق عمل بكنند او با برهان كه مضطر نیست این با وجدان مضطر است آن اضطرار, اضطرار به حمل شایع است یعنی شخص مضطرّ واقعی است وقتی اضطرار به حمل شایع شد این شخص می‌شود مضطرّ به حمل شایع وقتی مضطرّ به حمل شایع شد همین كه بگوید «یا الله» جواب می‌شنود.

اخلاق ما را مضطر می کند

اخلاق ما را مضطر به حمل شایع می‌كند آن وقت بهار استجاب دعاست این دعاها را یا در نماز می‌خوانید یا بعد از نماز می‌خوانید. طبق بیان نورانی حضرت امیر در نهج‌البلاغه خب اگر خدا با حركت ـ معاذ الله ـ می‌خواست كار كند بین قلیل و كثیر فرق بود اما او با اراده كار می‌كند شما الآن اراده كنید یك قطره آب در صحنه ذهنتان حاضر بشود كردید اراده كنید كه اقیانوس كویر را در ذهنتان حاضر كنید كردید با اراده وقتی بنا شد كسی كار بكند چه قلیل چه كثیر هر دو نزد خدا سبك است نه اینكه یكی سبك است یكی سبك‌تر «فاعلٌ لا بمعنی الحركات» اگر این است خب ما چرا حوایج همه را نخواهیم وقتی دیگران مشكلشان حل شد ما هم راحتیم بخش وسیعی از ناامنی و ناامانی برای همین مشكلاتی است كه دیگران دارند اگر مشكلات اینها برطرف بشود خب همه راحت‌اند.

بنابراین اوّلین اثری كه اخلاق دارد این است كه انسان راحت زندگی می‌كند انسان را وادار می‌كند راحت زندگی كند فرمود: (فَأَمَّا مَنْ أَعْطَی وَاتَّقَی * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَی * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی)[ سوره لیل, آیات 5 – 7] به آسانی كار خیر انجام می‌دهد به آسانی راست می‌گوید به آسانی از رشا و ارتشا می‌گذرد به آسانی باوفاست به آسانی اهل نماز شب است به آسانی كارهای خیر انجام می‌دهد (فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی) بعد هم در هنگام مرگ راحت است خوب زندگی كرده آبرومندانه زندگی كرده و بعد به دیگری سپرده و دعاهای او هم مستجاب است.

«مضطرّ» كسى است كه مرض یا فقر و بیچارگى یا یكى از پیش آمدهاى ناگوار روزگار، او را نیازمند به تضرّع و زارى پیش خداوند كند. گویند: اضطرّه الى كذا (یعنى او را در این كار به تضرّع و زارى وادار كرد)

اضطرار را در خود ایجاد کنید

این مضطر را انسان با فلسفه و كلام می‌تواند بفهمد ولی آن به درد علم می‌خورد اما این شخص اضطرار را در خودش ایجاد كرده لذا می‌شود مستجاب‌الدعوه. یك بیان نورانی از امام حسن(سلام الله علیه) است كه فرمود: «أنا الضامن لمن لم یَهجُسْ فی قلبه الاّ الرضا أن یدعُوَ الله فیُستَجابَ له»[ الكافی, ج2, ص62] فرمود منِ حسن‌ بن علی ضامن می‌شوم اگر كسی به مقام رضا رسید دعای او مستجاب می‌شود این می‌شود مستجاب‌الدعوه برای اینكه واقعاً از همان او می‌خواهد از وجود مبارك صادق(سلام الله علیه) سۆال كردند چرا دعاهای ما مستجاب نیست؟ فرمود: «لأنّكم تَدعون مَن لا تعرفون»[ فلاح السائل, ص107] كسی را می‌خوانید كه نمی‌شناسید شما یك مفهوم واجب‌الوجود ثابت كردید عالم حادث است قدیم می‌خواهد ممكن است واجب می‌خواهد فقیر است اینها مفهوم است اینها به درد حوزه و دانشگاه می‌خورد ولی به درد مسجد و حسینیه اینها نمی‌خورد آن حالت اضطرار می‌خواهد اگر حالت اضطرار پیدا شد انسان هرگز خلاف نمی‌كند بویِ بد گناه او را می‌رنجاند چرا که دل انسان در حالت اضطرار به گونه‌‌ای به خداوند متّصل می‌‌شود كه آدمی با تمامی وجودش خدا را می‌‌بیند و صدایش می‌‌زند. انسانی که متخلق به اخلاق است نیز امیدش از همه اسباب ظاهرى قطع شده و آن وقت است كه دست و دلش با هم متوجه خدا مى‏شود و تمام حرکات و سکنات او در جهت رضای اوست. آن وقت وقتی دعا كرد دعایش اثر دارد.
تبیان





http://www.dustaan.com/?p=5424


به اشتراگ بگذارید!
گوگل پلاس کلوب فیسبوکــ فیسنما

برچسب ها


انتشار یافته: 0