چهارشنبه , ۳۱ ام شهریور ماه سال ۱۴۰۰ ساعت ۲:۵۶ قبل از ظهر به وقت تهران

جنایت هولناک به خاطر ازدواج مجدد زن سابق!

مرد میانسال وقتی پی برد همسر سابقش دوباره ازدواج کرده ،شوهر او را کشت و زن میانسال را زخمی کرد.

پیش‌نویس خودکار

به گزارش جام‌جم، روزهای پایانی فروردین امسال وقوع درگیری خانوادگی در یکی از محله‌های شرق تهران به پلیس ۱۱۰ گزارش شد و ماموران وقتی برای پایان دادن به این درگیری به محل رسیدند، مرد میانسالی را دیدند که لکه‌های خون روی لباسش پاشیده شده و در حال فرار از خانه مورد نظر است.
این مرد دستگیر شد و ماموران پس از ورود به خانه، با صحنه عجیبی رو‌به‌رو شده و زن و مرد میانسالی را یافتند که هر دو بر اثر ضربه‌های چاقو زخمی شده و روی زمین افتاده بودند. آنها به اورژانس خبرداده و دقایقی بعد با حضور امدادگران اورژانس زن و مرد زخمی به بیمارستان منتقل شدند اما با وجود تلاش پزشکان مرد میانسال که از ناحیه کمر مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته بود تسلیم مرگ شد و زن میانسال زنده ماند.
این در حالی بود که زن نجات‌یافته به پلیس گفت : مقتول شوهر موقتم است. سال‌ها پیش از شوهر اولم به دلیل اختلاف‌هایی که با هم داشتیم طلاق گرفتم و من با بچه‌هایم زندگی می‌کردم. چند سال پیش با مردمیانسالی آشنا شده و با هم ازدواج موقت کردیم و مشکلی با او نداشتم. برای اینکه شوهر سابقم مزاحم زندگی‌ام نشود خانه‌ام را عوض کردم و او کمتر فرزندان‌مان را می‌دید. تا اینکه روز جنایت من و شوهرم در خانه بودیم که زنگ در به صدا
در آمد. همسرم بیرون رفت و بعد از دقایقی صدای مشاجره و دعوا شنیده و وقتی جلوی در رفتم دیدم شوهر سابقم آمده است. او دست‌بردار نبود و نمی‌خواست از مقابل خانه‌ام برود.درگیری آنها به داخل خانه کشیده شد. همان موقع به پلیس زنگ زدم و کمک خواستم. او تهدیدم می‌کرد که چرا ازدواج کرده‌ام، چاقویی را از آشپزخانه برداشت و با حمله به من و شوهرم هردویمان را زخمی کرد و متواری شد.
پرونده این جنایت درشعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی تهران تشکیل شد . متهم میانسال که توسط کلانتری بازداشت شده بود برای ادامه تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد و به ضد و نقیض‌گویی پرداخت وسرانجام به قتل مرد میانسال اعتراف کرد و گفت: من و همسرم ۱۰ سال قبل به دلیل اختلاف‌هایی که با هم داشتیم از هم طلاق گرفتیم. چند بار به دیدن فرزندانم رفتم تا اینکه چند سال پیش زنم خواست دیگر مزاحم آنها نشوم و به خانه‌ای دیگر رفتند. خبری از او نداشتم تا اینکه نشانی خانه جدید آنها را یافتم و آن روز برای دیدن بچه‌هایم رفتم که مرد میانسالی در خانه را به رویم بازکرد . بعد از مشاجره با آن مرد متوجه شدم او با همسر سابق من ازدواج کرده است. عصبانی شدم و با چاقو آنها را زخمی کردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *