پنجشنبه , ۳ ام خرداد ماه سال ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۲۸ قبل از ظهر به وقت تهران

وقتی همسر سابقم را با مرد غریبه دیدم، عقل از سرم پرید

مردی جوان پس از طلاق همسرش ، زمانی که او را با یک مرد غریبه دست در دست می بیند، کنترل خود را از دست داده و در یک اقدام وحشیانه او را با ضربات چاقو به قتل می رساند.

وقتی همسر سابقم را با مرد غریبه دیدم، عقل از سرم پرید

گفت‌و‌گو با متهم
چرا از همسرت جدا شدی؟
اعتیاد داشتم و بیکار بودم برای همین همیشه با هم مشاجره داشتیم.
چی شد که مرد غریبه را کشتی؟ از قبل نقشه‌ای داشتی؟
نه نقشه‌ای نداشتم. خیلی اتفاقی آنها را دیدم. مرد غریبه دست همسر سابقم را گرفته بود نمی‌دانم چه شد که با دیدن این صحنه عقل از سرم پرید…
اگر از زندانازاد شدی چه برنامه‌ای برای زندگی‌ات داری؟
می‌خواهم سالم زندگی کنم.
چند سال پیش ازدواج کرده بودی؟
تقریباً ۸ سالی می‌شد که ازدواج کرده بودم. بعد هم با تقاضای طلاق همسرم از هم جدا شدیم.

روزنامه ایران ؛ معصومه مرادپور / مرد جوانی شش ماه پس از طلاق همسرش، وقتی او را با مرد دیگری دید، آتش خشم در دلش شعله کشید و پس از حمله به مرد غریبه، او را با ضربات چاقو کشت.به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، این درگیری ۳۰ مهرماه سال ۹۱ در بومهن اتفاق افتاده بود که مرد مجروح فتحعلی – ۳۸ ساله – برای معالجه به بیمارستان انتقال یافت اما سرانجام به خاطر جراحات وارده جان سپرد. عامل این جنایت که مرد ۴۰ ساله‌ای به نام ناصر بود، پس از دستگیری تحت بازجویی قرار گرفت و اعتراف کرد.متهم صبح دیروز از زندان به شعبه دهم دادگاه کیفری تهران انتقال یافت و محاکمه شد.در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند و ناصر را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و برایش تقاضای مجازات کرد، سپس اولیای دم- ۳ دختر مقتول- از قضات دادگاه خواستار دریافت دیه پدرشان شدند.در ادامه جلسه محاکمه، متهم در برابر قضات دادگاه ایستاد و در شرح ماجرای درگیری گفت: «شب حادثه وقتی به طور اتفاقی دیدم همسر سابقم با مرد غریبه‌ای راه می‌رود، خونم به جوش آمد و عصبانی شدم. نمی‌دانم چه شد که به طرف‌شان رفتم و با آن مرد درگیر شدم و با چاقویی که در جیبم بود به جانش افتادم. اما خیلی زود پشیمان شدم، ولی افسوس که فایده‌ای نداشت!
قاضی قربان‌زاده – رئیس دادگاه – از متهم پرسید: آیا اتهامت را قبول داری؟ که او پاسخ داد: بله قبول می‌کنم و سخت پشیمان هستم.سپس رئیس دادگاه از او پرسید چگونه می‌خواهی دیه متعلق به ۳ دختر مقتول را پرداخت کنی؟ که او گفت: «خانه کوچکی دارم که تنها دارایی زندگی‌ام است. حاضرم این خانه را به فرزندان مقتول بدهم. شرمنده آنها هستم که ناخواسته پدرشان را به قتل رساندم.سپس با توجه به گذشت دختران از قصاص متهم، قضات او را از نظر جنبه عمومی محاکمه کردند و برای تعیین مجازات وی وارد شور شدند.

www.dustaan.com-وقتی همسر سابقم را با مرد غریبه دیدم، عقل از سرم پرید

امتیاز دهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *