پنجشنبه , ۸ ام آبان ماه سال ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۵۱ قبل از ظهر به وقت تهران

نجات از مجازات مرگ بعد از ۱۰ سال!

پسر جوان که در جریان یک درگیری ناموسی، مرتکب قتل پسر جوانی شده بود، بعد از ۱۰ سال از مجازات مرگ نجات پیدا کرد.

نجات از مجازات مرگ بعد از 10 سال!

به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از ۱۰ سال قبل و به‌دنبال گزارش قتل پسر جوانی در یک درگیری خیابانی آغاز شد. تحقیقات نشان داد، عامل این درگیری دو مرد جوان به نام‌های کامران و وحید بودند. کامران از مدت‌ها قبل با مقتول به نام سیامک درگیری داشت. کامران دستگیر شد و با اعترافات او وحید هم دستگیر شد. دو متهم در بازجویی‌ها مدعی شدند با انگیزه ناموسی سیامک را به قتل رسانده‌اند.
وحید در جریان بازجوی‌ها گفت: من مدتی در زندان بودم و در این مدت کامران به خانواده‌ام رسیدگی می‌کرد و مدیون او بودم. وقتی از زندان آزاد شدم، سراغ کامران رفتم که ناراحت بود. وقتی علت ناراحتی را پرسیدم، مدعی شد مردی مزاحم همسرش شده و مزاحمت‌های این مرد زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده است. چند روز بعد با کامران در حال گشتزنی در محله بودیم که او مرد جوانی را نشانم داد و گفت؛ این مرد مزاحم همسرم است. به سمت مرد جوان رفتم که او به طرفم حمله کرد و برای دفاع از خود چاقو کشیدم و ناخواسته سیامک را کشتم. من او را نمی‌شناختم و انگیزه‌ای برای قتلش نداشتم.
کامران هم در ادامه گفت: سیامک مزاحم همسرم بود و هرکاری می‌کردم دست‌ بردار نبود. به همین خاطر، با وحید تصمیم گرفتیم او را گوشمالی بدهیم و قصد قتل نداشتیم.
این ادعا در حالی مطرح شد که تحقیقات نشان داد، همسر کامران به نام مینا با مقتول ارتباط داشته است.
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که در این جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص کردند. سپس وحید در جایگاه قرار گرفت و گفت: من فریب کامران و همسرش را خوردم و نمی‌دانستم مینا با سیامک در ارتباط بوده است. آن روز هم برای ترساندن سیامک با او درگیر شدم، اما چاقو در بدنش فرو رفت.
در ادامه کامران در جایگاه قرار گرفت و گفت: وقتی متوجه رابطه همسرم و سیامک شدم، او ادعا کرد که مرد جوان مزاحمش شده و با اصرار از او خواست که به این رابطه ادامه دهد. حرف‌های همسرم را باور کردم و با وحید برای ترساندن سیامک وارد درگیری شدیم که او کشته شد.
مینا هم به جرم خود اعتراف کرد و گفت: کامران از من خواست هرجا که سیامک می‌رود را به او بگویم و نمی‌دانستم قصد قتل دارد و با او همکاری کردم.
پس از این جلسه، وحید به اتهام قتل عمد به قصاص و دو متهم دیگر به حبس و شلاق محکوم شدند. با تایید حکم، وحید در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. بعد از ۱۰ سال از جنایت، اولیای‌دم قاتل را پای چوبه دار بخشیدند و وحید از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفت و گفت: من زمان قتل خام بودم و تحت تاثیر حرف‌های دوستم مرتکب قتل شدم. در این مدت در زندان تنبیه شدم و درخواست دارم که مرا ببخشید. من قبل از قتل نقاش بودم و این جنایت زندگی‌ام را نابود کرد و تا یک قدمی مرگ هم رفتم.
پس از دفاعیات متهم، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *