سه شنبه , ۵ ام بهمن ماه سال ۱۴۰۰ ساعت ۲:۳۸ قبل از ظهر به وقت تهران

ماجرای زورگیری جوان ۳۳ ساله در مشهد

سال های زیادی را پشت میله های زندان گذراندم درواقع زندان خانه اصلی من بود به طوری که مدت های کوتاه دوران آزادی ام را به خاطر ندارم. آخرین بار حکم ۱۸ سال زندان بر پرونده سیاهم خورد اما …

ماجرای زورگیری جوان ۳۳ ساله در مشهد

زورگیر ۳۳ ساله ای که در عملیات ضربتی کارآگاهان تجسس کلانتری شهرک ناجای مشهد دستگیر شده است درحالی که بیان می کرد ۱۴ سال از زیباترین روزهای جوانی ام را به خاطر زورگیری، مواد مخدر و مشروبات الکلی در زندان گذرانده ام درباره سرگذشت اسفبار خود به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: در یک خانواده متوسط به دنیا آمدم پدرم نظامی بود و با همه توانش از من و خواهران و برادرانم حمایت می کرد با این حال من به خاطر این که علاقه ای به تحصیل نداشتم در کلاس اول راهنمایی ترک تحصیل کردم و فرصت‌های زیادی را از دست دادم اگرچه سال ها بعد فهمیدم که چه اشتباهی کرده ام اما دیگر آه و افسوس فایده ای نداشت و من در مسیر تباهی افتاده بودم در واقع مسیر خلاف زندگی من از ۱۶ سالگی زمانی آغاز شد که تحت تاثیر هیجانات دوران جوانی قرار می گرفتم وتلاش می کردم تا برتری خودم را به دوستانم اثبات کنم. از سوی دیگر همواره توسط اطرافیانم و بچه محل ها تحریک می شدم و از سر غرور جوانی رفتارهایی انجام می دادم که هر کدام از آن ها از نظر قانونی جرم بود ولی من هدف خاصی نداشتم و تنها برای خودنمایی و خودبزرگ بینی به این رفتارها دست می زدم در همان نوجوانی شاگرد جوشکار ساختمانی شدم و خیلی زود به جایگاه استادکار رسیدم. اگرچه خلاف های کوچک و پنهانی مانند مصرف سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی را قبل از ۱۶ سالگی آغاز کرده بودم اما در این مدت این گونه خلاف ها به اوج رسید به طوری که دیگر آشکارا مواد مصرف می کردم و سیگار کنج لبم می گذاشتم تا همه به من توجه کنند و بدانند که من بزرگ شده ام این درحالی بود که پدر و مادرم خیلی نسبت به مواد مخدر حساس بودند و همواره ما را تشویق به یک زندگی سالم می کردند ولی مسیر تباهی من آغاز شده بود. در همین سال ها پدرم فوت کرد و مادرم برای آن که من به دنبال کار خلاف نروم نیمی از حقوق پدرم را به من می داد با این حال من نه تنها دور دوستان نابابم را خط نکشیدم بلکه بیشتر با آن ها دمخور شدم چرا که آرام آرام به مصرف مواد مخدر صنعتی روی آورده بودم و دیگر این پول ها کفاف هزینه هایم را نمی داد. ۱۹ سال بیشتر نداشتم که به پیشنهاد مادرم ازدواج کردم.
این درحالی بود که به تازگی از زندان آزاد شده بودم و مادرم تصور می کرد اگر ازدواج کنم مسیر زندگی ام تغییر می کند با وجود این من در مرداب خلافکاری دست و پا می زدم. آرام آرام به سرقت و زورگیری روی آوردم تا هزینه های اعتیادم را تامین کنم ولی باز هم دستگیر شدم و تولد فرزندم را ندیدم زمانی از زندان آزاد شدم که پسرم یک ساله بود. در عین حال از سختی های زندان و غروب های هولناک آن جا درس عبرت نگرفتم و همچنان سراغ دوستان معتادم رفتم این بار چند معتاد را به خدمت گرفتم تا برایم مواد مخدر بفروشند اما مانند خیلی از خرده فروشان مواد مخدر هیچ وقت وضعیت مالی خوبی نداشتم چرا که خیلی راحت دیگران سرم کلاه می گذاشتند یا معتادان دیگر موادم را می دزدیدند از خانواده ام دور ماندم و سرگرم خلافکاری های خودم بودم به گونه ای که فرزندانم مرا نمی شناختند در همین حال از نظر روحی نیز کاملا به هم ریخته بودم پرخاشگری و نزاع هم جزئی از رفتارهای خطرناکم شده بود و در میان خلافکاران حرفه ای به «آفت» معروف شده بودم چرا که نه تنها به دیگران صدمه می زدم و درگیری به راه می انداختم گاهی نیز خودزنی می کردم و به خودم آسیب می رساندم هیچ گاه به عاقبت کارهایم نمی اندیشیدم همیشه با خودم می گفتم«الان را عشق است! همین لحظه را خوش باشم!»در واقع فقط همان لحظه را می دیدم و به آینده فکر نمی کردم. بارها به خاطر ارتکاب جرایم وحشتناک زندانی شدم ولی عوض نشدم چندین بار تصمیم به خودکشی گرفتم چرا که فکر می کردم به درد زندگی نمی خورم از دیدن بی سروسامانی فرزندانم عذاب می کشیدم ولی افسار زندگی ام دست مواد مخدر بود. آخرین بار که برای تحمل ۱۸ سال مجازات روانه زندان شدم همسرم از من طلاق گرفت و به دنبال سرنوشت خودش رفت اما من بعد از ۸ سال عفو خوردم و آزاد شدم بعد از آزادی به زورگیری با قمه پرداختم و تحت تعقیب بودم که به طور غافلگیرانه در دام نیروهای انتظامی افتادم و …
شایان ذکر است تحقیقات از این زورگیر حرفه ای با دستور سرهنگ محمد فیاضی (رئیس کلانتری شهرک ناجای مشهد) ادامه یافت.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

۵/۵ - (۱ امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *