شنبه , 10 ام اکتبر ماه سال 2026 ساعت 1:34 ب.ظ به وقت تهران

ماجرای سرقت ناکام از طلافروشی

ماجرای سرقت ناکام از طلافروشی/ سر سفره صاحبکارم نان ونمک خورده بودم، نتوانستم دزدها را لو ندهم.

www.dustaan.com-ماجرای سرقت ناکام از طلافروشی

ساعت یک بامداد بود. مرد جوان با دستانی لرزان و مردد گوشی تلفن را برداشت و شماره گرفت. به محض شنیدن صدای صاحبکارش گفت: برادرزنم و چند مرد دیگر در حال سرقت از مغازه‌تان هستند. بلافاصله هم تلفن را قطع کرد.

مرد میانسال نیز پس از این تماس تلفنی بلافاصله با پسرش راهی مغازه شد،در همین حال دزدان با دیدن صاحب مغازه و پسرش پا به فرار گذاشتند.

کارآگاهان شاگرد طلاسازی را دستگیر کردند. مرد جوان به ماجرای سرقت از کارگاه طلاسازی با همدستی برادرزنش و دوستان اواعتراف کرد. اما مدعی شد عذاب وجدان باعث شده که ماجرا را به پلیس لو دهد./ایران

امتیاز دهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *