سه‌شنبه , 13 ام اکتبر ماه سال 2026 ساعت 6:29 ق.ظ به وقت تهران

قتل برادر به خاطر یک کینه قدیمی

مردی که با کمک عمویش برای انتقام‌گیری به برادرش حمله کرده و او را کشته ‌بود، محاکمه شد.

این قتل دو سال قبل اتفاق افتاد و مأموران از طریق تماس‌هایی که شاهدان حادثه با پلیس برقرار کردند، متوجه شدند چه اتفاقی افتاده‌ است. به‌محض حضور مأموران در محل، عمو و برادرزاده بازداشت شدند و جسد نیز به پزشکی قانونی انتقال یافت. با انجام تحقیقات، مشخص شد درگیری اصلی بین دو برادر بوده ‌است و متهم که عبدالله نام ‌دارد، از‌آنجایی‌که فکر می‌کرده برادرش به همسرش نظر دارد و این مسئله را به همه گفته‌، او را به قتل رسانده‌ است.

 

وقتی از متهم بازجویی شد، اتهام قتل برادرش را قبول کرد و گفت: پنج سال قبل، زمانی که در افغانستان بودم، برادرم به همه فامیل گفته‌ بود به زن من تعرض کرده ‌است و آبروی من را همه جا برده ‌بود. من باید یا زنم را انتخاب می‌کردم و برادرم را می‌کشتم یا برادرم را انتخاب می‌کردم و زنم را می‌کشتم؛ اما نمی‌خواستم این کار را بکنم. به‌همین‌دلیل هم به ایران آمدم تا دیگر نه حرفی بشنوم و نه کسی را ببینم؛ اما این مسئله تمامی نداشت.

 

چند ماه بعد از من، برادرم به ایران آمد و این‌بار بین افغانستانی‌های مقیم ایران درباره همسرم صحبت کرد. من دیگر نمی‌دانستم باید چه کار کنم. موضوع را با عمویم مطرح کردم؛ گفتم دیگر نمی‌توانم تحمل کنم و هرطور شده‌است باید این مسئله حل شود.

 

قرار شد با او سراغ برادرم برویم و با هم صحبت کنیم. در آنجا درگیری پیش آمد و برادرم با ضربه‌ای که من به پایش زدم، کشته‌ شد. با توجه به اظهارات هر دو متهم و شکایت اولیای ‌دم، کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ١٠ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: با توجه به اینکه مقتول اولیای‌ دم کبیر ندارد و همه فرزندان وی زیر سن شرعی و قانونی هستند، رئیس قوه‌ قضائیه از سوی آنها درخواست پرداخت دیه کرده‌ است. سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او گفته‌هایش را یک‌بار دیگر تکرار کرد و گفت: عمویم نقشی در این قتل نداشت و من به تنهایی برادرم را کشتم.

 

سپس عموی متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من برای میانجیگری میان دو برادر رفته ‌بودم و با مقتول هم درگیر نشدم. او حرف‌های بدی به برادرش زد؛ همین هم باعث شد تا متهم چاقو بکشد. در این هنگام قاضی گفت: اما شاهدان گفته‌اند تو از پشت با یک پتک به سر مقتول کوبیدی و او را به زمین انداختی و کتکش زدی؛ چطور این را انکار می‌کنی.متهم گفت: من اصلا چنین کاری نکردم و همه این حرف‌ها دروغ است. با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

امتیاز دهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *