پلیس، پس از چهار روز یكی از سارقان گردنبند علی دایی را دستگیر كرد. تحقیقات برای دستگیری همدست او ادامه دارد. متهم مدعی است فکر میکردند بدل علی دایی بوده است.
به گزارش خبرنگار جنایی جامجم، حوالی غروب چهارشنبه هفتم آبان امسال، علی دایی همراه دخترش هنگام خروج از دفتر كار خود در خیابان آصف زعفرانیه از سوی دو موتورسوار مورد حمله قرار گرفت و سارقان با سرقت گردنبند طلای او، متواری شدند.
پروندهای در این ارتباط در دادسرای ناحیه 34 تهران تشكیل شد و پلیس پایتخت جستوجوها را آغاز كرد. بازبینی دوربینهای مداربسته نشان داد سارقان در كمتر از چند ثانیه به این دزدی دست زدهاند. فیلم این دزدی خیلی زود در فضای مجازی منتشر شد و ماموران روز یكشنبه یازدهم آبان، با گذشت چهار روز از وقوع دزدی، سارقی به نام فرشید را در یكی از محلههای تهران شناسایی و بازداشت كردند. او دیروز مورد تحقیقات پلیسی – قضایی قرار گرفت و اعتراف كرد كه با دوستش دست به این دزدی زدهاند، بعد طلای سرقتی را فروخته و نیمی از پول آن سهم وی شده است. او در بازداشت بهسر میبرد و پلیس در جستوجوی همدست فراری او و كشف دیگر جرایمشان است.
سابقهدار است و بعد از سرقت تازه فهمیده از علی دایی سرقت كرده است. میگوید خودم عاشق علی دایی بودم و اگر میدانستیم مالباخته علی دایی است، سراغش نمیرفتیم.
سابقهداری؟
سه سابقه كیفری در زمینه سرقت و زورگیری دارم.
معتادی؟
مدتی است شیشه مصرف میكنم.
پیش از اعتیاد چهكاره بودی؟
در كار ساخت و نصب دروپنجره فعالیت داشتم، اما اعتیاد مرا به سمت خلاف و دزدی برد.
علی دایی را میشناختی؟
بله. بهترین مهاجم فوتبال است و آقای گل جهان. شیفته بازیهایش هستم و همه بازیهای او را در تیم ملی، پرسپولیس و آلمان دنبال كردهام.
خودت هم فوتبال بازی میكنی؟
در نوجوانی در محلهمان فوتبال بازی میكردم و آن زمان به خاطر عشقم به علی دایی لباس شماره 10 را میپوشیدم.
از روز سرقت بگو.
مدتی بود كه گردنبندقاپ شده بودیم. در این روزهای كرونایی دزدی میكردیم و آخرین سرقتمان از علی دایی بود. آن شب من و همدستم شیشه مصرف كرده و حال درستی نداشتیم. من راننده بودم، به همین دلیل كنار موتور ایستادم و همدستم پیاده شد تا طعمهای پیدا كنیم كه یكدفعه مردی را دیدیم كه گردنبند گرانقیمتی به گردن داشت. همدستم به وی حمله كرد، گردنبند را قاپید، سوار شد و فرار كردیم. میگفت مالباخته شبیه علی دایی بود. چون بدل چند فوتبالیست خارجی و ایرانی را دیده و با آنها عكس گرفته بودم، گمان كردم حتما بدل او بوده و همدستم اشتباه میكند.
بعد از فرار كجا رفتید؟
چند ساعت سرگردان خیابان بودیم. فردای آن روز فیلم صحنه سرقت خودمان را دیدیم، فهمیدیم مالباخته علی دایی بوده و خیلی ترسیدیم. مانده بودیم چه كنیم. اگر طلا را در تهران میفروختیم، خیلی زود دستگیر میشدیم. به همین خاطر به یکی از شهرهای اطراف تهران رفته و آن را به مبلغ 50 میلیون تومان به مالخری فروختیم بعد متوجه شدیم ارزش آن 150میلیون تومان بوده است. پول به دست آمده را نیز میان هم تقسیم كردیم و بعد از آن ارتباطم با همدستم
قطع شد.
بعد از این سرقت برخیها گفتند شما اجیر شده بودید.
نه. ما سرقت را اتفاقی انجام دادیم، اگر مطمئن بودیم خودش است، سرقت نمیكردیم.
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی
