سه‌شنبه , 20 ام اکتبر ماه سال 2026 ساعت 10:17 ق.ظ به وقت تهران

سفیدپوستان مسلح چالش اصلی بایدن!

شكاف‌های اجتماعی جامعه آمریكا در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری نمود و بروز بیشتری داشت و پیش‌بینی می‌شود كه با توجه به حجم اعتراضات موجود،‌ ایالات متحده روزهای سختی درپیش خواهد داشت. با توجه به این حجم از نارضایتی و همچنین وضعیت بد اقتصادی این كشور، به نظر نمی‌رسد رئیس‌جمهوری آینده آمریكا بتواند اقدامات موثری در جهت كاهش شكاف‌های اجتماعی و بهبود وضعیت اقتصادی انجام دهد. مصطفی خوش‌چشم، تحلیلگر مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با جام‌جم معتقد است كه مشكلات و اعتراضات جامعه آمریكا ناشی از سیاست‌های اقتصادی نظام سرمایه‌داری و نظام سوسیال دموكراسی است و از این رو می‌توان پیش‌بینی كرد كه دوران افول تمدن‌های غربی شروع و زمینه انتقال قدرت از غرب به شرق مهیا است.

سفیدپوستان مسلح چالش اصلی بایدن!

 

 انتخابات آمریكا در فضایی خاص و همراه با هیجانات و اعتراضات عمومی برگزار شد. تحلیل شما از این اتفاق چیست؟
انتخابات آمریكا چند مشخصه و ویژگی در این دوره داشت. یكی این‌كه نشان داد در آمریكا افتراق و دوپارگی به‌شدت وجود دارد و اختلافات درباره نگاه‌‌های مختلف، بسیار عمیق است و نشان داد كه ترامپ نمایندگی بخش سفیدپوست و نژادپرست آمریكا را به عهده دارد. این دوپارگی باعث خواهد شد كه رئیس‌جمهوری بعدی نتواند نمایندگی كاملی از مردم به‌ویژه در صحنه‌های اقتصاد و سیاست خارجه در حوزه‌های مرتبط با ایران، اروپا و دیگر قدرت‌های جهانی داشته باشد. در عین حال اعتراضات و اختلافات موجود در طول چهار سال آینده، برای رئیس‌جمهوری باعث ایجاد مشكل خواهد شد و عدم ثبات و شاید حتی ناامنی به‌وجود می‌آورد. البته بستگی دارد به این‌كه در طول چند هفته آینده اعتراضات تشدید شود یا ادامه پیدا كند. اما آن چیزی كه مسلم است این‌كه مردم آمریكا در پشت یك جناح نایستادند. از سویی دیگر انتخابات آمریكا نشان داد كه این انتخابات آنچنان كه ادعا می‌شود بدون مشكل و تقلب نیست، بلكه اولا تقلبات بسیار گسترده‌ای از هر دو جناح دیدیم و دوم این‌كه آن كسی كه پول بیشتری دارد، توانسته قدرت را به دست بگیرد. در روزهای پایانی چند صد میلیون دلار، كمپین آقای بایدن در ایالت مورد رقابت از جمله پنسیلوانیا خرج كرد و ارزیابی اكثر تحلیلگران این است كه این پول باعث شد كه او رای‌های بیشتری به دست آورد و اختلافات اندك رایی كه باعث پیش افتادن آقای‌بایدن در چند ایالت سرنوشت‌ساز شد، نشان می‌دهد پول چه كارایی زیادی در انتخابات آمریكا دارد و در عین حال چیزی كه مشاهده می‌شود، اتفاقات جدید روی زمین است. یعنی این میزان دو قطبی شدن در آمریكا حاصل فشارهای اقتصادی است كه بخش سفیدپوست جامعه نسبت به آن بسیار معترض است و گرچه این فشارها بركل جامعه آمریكایی است و حاصل چند دهه سیاست آمریكا است، اما این بخش از جامعه كه طرفدار ترامپ هستند، حتی اسلحه به‌دست به خیابان‌‌ها می‌آیند.
 ریشه اصلی این مشكلات در كجاست؟
این حاصل مشكلات اقتصادی است كه سیاست‌های آمریكا در صحنه جهانی باعث آن شد و نتیجه آن تحلیل‌رفتن منابع داخل كشور، از دست رفتن مشاغل و اعتراض بخش گسترده مردم در میانه غربی سرزمین آمریكا شد. اساسا روی كار‌ آمدن ترامپ در انتخابات گذشته هم به‌واسطه همین اعتراضات بود. این بخش از جامعه اظهار می‌کرد كه وضعیتش در دوره آقای ترامپ بهتر شده و حالا با روی كار آمدن آقای بایدن و خاتمه سیاست‌هایی كه تا چهار سال پیش اجرا می‌شد، مسلما این بخش از جامعه وضعیت بدتری پیدا خواهد كرد و رشد چهار سال اخیر را از دست خواهد داد و هرچه بیشتر به اعتراض خواهد پرداخت. بنابراین چیزی كه در این انتخابات دیدیم، یك دوپارگی در عین حال تقلب گسترده و عدم ثبات و امنیت در حال كاهش، در جامعه آمریكا برای شهروندان این کشور است. این شهروندان در این مدت كسب و كار خود را از دست دادند، در و پنجره‌های خود را بستند و پلیس‌ها در برخی مراكز مستقر شدند. از این رو، ارزیابی این بود كه انگار طوفانی از درگیری‌ها در پیش است. بنابراین در صحنه داخلی آمریكا ما شاهد كاهش امنیت اجتماعی و فیزیكی خواهیم بود. همه این مشكلات حاكی از كاهش قدرت آمریكا در صحنه داخلی و بین‌المللی است. بنابراین آمریكا با این قدرت كاهش یافته و با این رئیس‌جمهوریی كه نمایندگی همه جامعه را ندارد، كمتر از گذشته می‌تواند در صحنه جهانی نقش‌آفرینی كند.
با توجه اختلافات موجود در جامعه آمریكا به‌ویژه بروز هرچه بیشتر آن در انتخابات اخیر چه تحلیلی درباره پایگاه اجتماعی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده دارید؟
در كنار نامزدهای دیگر انتخابات ما طیف جریانات مرتبط با دو حزب دموكرات و جمهوریخواه را در همه‌جا حاضر می‌دیدیم. نه در این انتخابات، بلكه در همه انتخابات‌ها ما همین وضعیت را شاهد بودیم. احزاب دیگر، مثل حزب سبز یا فعالان صلح هم كاندیدای ریاست جمهوری و معاون ریاست جمهوری داشتند، اما در داخل آمریكا كسی آنها را نمی‌دید و صدای آنها را نمی‌شنید. غالبا سیاست‌های این احزاب در عرصه داخلی و خارجی بسیار متفاوت از سیاست‌های دو حزب حاكم است. دو حزب حاكم علاوه‌بر تفاوت در شیوه، در استراتژی و راهكار‌ها مشابه هستند و تفاوت آنچنانی ندارند. همان‌طور كه در مورد ایران هم همین وضعیت را می‌بینیم كه دولت‌های دموكرات شروع‌كننده تحریم‌ها هستند و دولت‌های جمهوریخواه همان تحریم‌ها را ادامه می‌دهند و سعی می‌كنند در كنار این تحریم‌ها، مساله تهدید نظامی را نیز چاشنی كار كنند، ولی روش كار و استراتژی و رویكرد همان است. اما تاكیدشان برمؤلفه‌های این فرمول كمی با هم فرق می‌كند. یعنی دموكرات‌ها روی تحریم‌های جدیدتر كار می‌كنند تا آنها را به تحریم‌های قدیم اضافه كنند و گسترش دهند و كیفیت اعمال تحریم را بالا ببرند. جمهوریخواهان هم همان كار را می‌كنند، اما تاكیدشان به تهدید نظامی هم هست و البته فارغ از این‌كه هیچ‌كدام از این تهدیدات به اقدام منجر نشده است، اما برای این عنوان می‌شود تا در كشور هدف (یعنی ایران) تغییر محاسبه ایجاد كنند. اما احزاب دیگر حرف‌های دیگری دارند. مثلا حزب سبزها تمركز و تاكید روی محیط زیست دارد و درباره ایران و رژیم اشغالگر قدس متفاوت فكر می‌كند. به خاطر حضور پول و نفوذ سیاسی و شبكه‌ای كه این دو حزب در كل آمریكا گسترش داده‌اند، بعید است كه احزاب دیگر بتوانند حضور جدی در صحنه پیدا كنند.
 دلایل حضور گسترده‌ مردم آمریكا در انتخابات این دوره چه بود؟ آیا می‌توان این افرایش حضور را با همین شكاف‌ها، مرتبط دانست؟
اولین دلیل این بود كه وضعیت در این انتخابات رادیكال شد. دوقطبی شدن همیشه باعث حضور مشاركت‌كنندگان می‌شود. حضور ترامپ خودش یكی از انگیزه‌ها بود، گرچه از پیش بخش سفیدپوست جامعه كه در یك قطب قرار دارد، در جامعه حضور داشت و از پیش اینها به سمت افراطی‌تر شدن پیش رفتند و دلیل مهم آن خرابی وضعیت اقتصاد بود كه باعث شد آنها شغل‌های بیشتری را از دست بدهند. وضعیت هژمونی آمریكا برای جهانی شدن باعث شد كه خرده‌تولید به خارج از كشور برود و صنایع از دست برود و دلایل دیگر باعث شد كه اقتصاد داخلی نحیف‌تر شود. بنابراین بخش سفیدپوست میانه و غرب میانه و جنوب آمریكا هرچه بیشتر فشار را تحمل كند و از این رو جامعه آمریكا بیش از گذشته قطبی شد. آقای ترامپ آمد و روی احساسات این بخش سوار شد و افسار كار را به دست گرفت، اما خود او با اظهارات و اقداماتش باعث تشدید قطبی شدن جامعه آمریكا و انگیزه بیشتری برای مشاركت شد. در حقیقت حضور ترامپ باعث این قطبی‌گرایی شد و این انتخابات صرفا انتخابات ریاست‌جمهوری نبود بلكه رفراندومی درباره آقای ترامپ بود و از هر سه نفری كه به آقای بایدن رای دادند، دو نفر به خاطر تنفر از ترامپ در این انتخابات حضور پیدا كردند. علت دیگر رای پستی بود و مردم توانستند به خاطر كرونا خیلی راحت به صورت پستی رای دهند و از این رو مشاركت بالا رفت، در عین حال تقلب هم راحت‌تر شد. بعضی از گزارش‌های تایید‌شده و ‌نشده رسانه‌های خارجی صحبت از ده‌ها و صدها هزار رای پستی تقلبی دارد. در یك فقره ثابت شده كه 14 هزار نفر مرده هم جزو رای‌دهندگان در این انتخابات بوده‌اند. طبعا چنین مواردی هم به تعداد رای‌دهندگان اضافه می‌كند.
 در سال‌های گذشته در آمریكا شاهد اعتراضات متعددی از جمله جنبش وال‌استریت یا اعتراضاتی بودیم كه به‌واسطه بدرفتاری با سیاهان بود. آیا رئیس‌جمهوری آینده آمریكا می‌تواند راه‌حلی برای این معضل بیندیشد؟
به نظر می‌رسد كه آقای بایدن ادامه‌دهنده همان راهكارهای خوب و بد دموكرات‌ها است و نه‌تنها دموكرات‌ها بلكه بخش نخبگان جناح جمهوریخواه هم با طرح مشخص در جامعه پیش می‌روند و در حقیقت اختلافات‌شان تا حدودی دیده می‌شود و اختلافات این دو جناح چندان بنیادین نیست. اما حقیقت این است كه مردم از جامعه نخبگان آمریكا ناامید شدند. بنابراین پیش‌بینی می‌شود كه آقای بایدن براساس همان طرح‌ها پیش برود، از این رو آمریكا به لحاظ اقتصادی ضعیف‌تر هم خواهد شد. چراكه حضور آقای بایدن به معنای اعمال پروتكل‌های فاصله‌گذاری اجتماعی و پایین آوردن تلفات در كرونا نیست و این مساله باعث می‌شود وضعیت اقتصادی هم به همان شكل سابق باشد، اما مشكل اصلی ایشان علاوه‌بر اقتصاد كه پیش‌بینی می‌شود نسبت به دوره ترامپ بدتر شود، دو تا مساله بنیادی است. اول این‌كه ایشان باید هرچه زودتر كشور را یكپارچه كند. مردم سفیدپوست معترضی كه با اسلحه در خیابان‌ها حضور دارند، به‌سادگی قانع نخواهند شد. اینها در كوتاه‌مدت ممكن است مشكل پیش بیاورند و در بلندمدت هم بایستی به لحاظ اقتصادی قانع شوند كه وضعیت بهتر شده است. گرچه چشم‌اندازی در این زمینه دیده نمی‌شود. به عنوان مثال اروپایی‌ها از این وضعیت انتخاب آقای بایدن رضایت ندارند، چون به‌درستی اشاره می‌كنند كه اولا او نمایندگی همه مردم را ندارد و نیمی از مردم به او رای دادند. دوم این‌كه سنا با او همراه نیست و این‌گونه پیش‌بینی خواهد شد كه سنا همچنان در دست جمهوریخواهان باشد. بنابراین با دست‌اندازهای بسیار زیادی در عرصه اقتصاد و سیاست خارجه روبه‌رو خواهد شد. از این رو پیش‌بینی‌ها حداقل برای این روزها این است كه به‌رغم این‌كه برخی متحدان آمریكا حتما از كاهش تنش به‌واسطه رفتن ترامپ خوشحال خواهند شد، اما در صحنه اقتصادی شاخص‌ها احتمالا نسبت به دوره ترامپ كمی پایین‌تر خواهد رفت. بنابراین نارضایتی بخش سفیدپوست ادامه پیدا خواهد كرد و باید دید كه چه واكنشی در آینده نشان خواهد داد. باید به خاطر داشته باشیم، با این‌كه ركورد انتخابات در صد سال گذشته به‌واسطه عواملی مثل رای پستی شكسته شد، بین 80 تا 90 میلیون آمریكایی در این انتخابات شركت نكردند و این خیلی مهم است. اینها كسانی هستند كه عموما از نخبگان سیاسی اعم از ترامپ تازه وارد یا بایدن با سابقه مایوس شدند.

 ریشه شكاف‌های موجود در جامعه آمریكا كجاست؟ برخی معتقدند این شكاف‌ها برآمده از ذات نظام سرمایه‌داری است. آیا قبول دارید؟
بخش عمده‌ای از این شكاف‌ها به خاطر ذات سرمایه‌داری است كه توجهی به اقشار فرودست ندارد. اخلاق هم به‌واسطه این نوع حكمرانی وجود ندارد. بنابراین در دوره كرونا مردم جامعه آمریكا ایرادات این نوع نظام حكمرانی را بهتر متوجه شدند. 40 میلیون گرسنه و 80 میلیون نفری كه بیمه تامین اجتماعی ندارند به حال خود رها شدند و سیستم حكمرانی نسبت به بهبود شرایط آنها وظیفه‌ای در خود نمی‌بیند. قطعا این بخش از جامعه نارضایتی بیشتری از اقشار دیگر دارند و گروهی از آنها در انتخابات شركت نمی‌كنند و عده‌ای دیگر از این بخش هم در تظاهرات شركت می‌كنند. اما در مجموع باید پذیرفت كه به گفته كارشناسان غربی و مقامات اروپایی ما با دوران افول و پایان حكمرانی تمدن غربی و سیستم لیبرال دموكراسی نزدیك شدیم و قدرت در حال انتقال از تمدن‌های غربی به شرق است.

امتیاز دهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *