نگاهی به سریال «هیولا» همزمان با رسیدن به نیمه پخش/ یادداشتی از حسین لامعی
«هیولا»ی مدیری، از بهترین سریالهای تاریخ ایران است. این، تراژیکترین کمدیسیاهِ ایرانیست. سریالی بزرگ و بینقص، با آیکیویی بسیار بالا. کاملترین کارگردانیِ مدیری در مقام تکنیسین، سینماییترین قاب و رنگ و نور و میزانسن در میان آثارش، و پختهترین بازیاش در جایگاه بازیگر. هیولا، با فاصله، افشاگرترین، مهاجمترین و رادیکالترین سریال سیاسی-اجتماعیِ ایرانیست.
«هیولا» را ببینید. داستان اضمحلالِ کاملِ «شرافت» نه فقط در یک فرد، که در یک محیط و جامعه است. این، سریالی است برای ما، و برای تاریخ. برای امروز و نسل آینده. براستی که ما در چنین زمانهای زیستیم. زمانهای که «هیولا» نه فقط «قدرت»، که تک تکِ ما بودیم. ما، شناگرانِ ماهری که آب نداشتیم، وگرنه هرآنچه «میبایست» بودیم. هیولا داستانِ این آب است! داستان مَردمی که اگر میشد، در کشاکشِ فقر و فشار، همداستانِ همان قدرتی بودند که همیشه منکرش میشدند. مَردمی دلنشین؛ که قدرت، سیاست و نظمِ موجودِ نظامِ سرمایه، روز به روز فقیرترشان کرد، حریص و طمّاعترشان کرد، نابودترشان کرد.
«هیولا» را نه فقط برای خنده، که برای شناخت کاملِ سرزمین و زمانهای که در آن زیست میکنید ببینید. سریالی که برخلاف دیگر آثارِ پیش رو، پیشروتر از مخاطب است. جامعهاش را بهتر، عمیقتر و کاملتر از تودهها میشناسد. ما، هیچکداممان بهتر از «هوشنگِ شرافت» نبودیم. همانقدر که او آلوده، ما آلوده. همانقدر که او مستعدّ سقوط، ما مستعدّ سقوط.
«هوشنگِ شرافت»، روح جمعیِ ماست. فرق او (فرق ما) با «اهالی قدرت» در این است که او با «اشک و آه» آلوده میشود، نه با عشق و حال! فرق او (فرق ما) با اهالی قدرت در این است که او هر بار که به بیراهه میرود، چیزی درونش، بر قلبش پنجه میکشد. او با وجدانِ زنده گناه میکند، با وجدان زنده آلوده میشود. عین ماهیِ زنده روی روغنِ داغ، جِلِز و وِلِز میزند. زجر میکشد. درد میبَرد. اشک میریزد. هیولا، داستان یکریزِ «پنجه کشیدن» ِ وجدانِ بیدار بر دریچه و دیوارهی قلبِ مردمیست که زیرِ بیرحمترین نقطهی ساتورِ ایام، همبستر و همآغوشی گناه را، همچون لباسی نو بر تن میکنند. داستان «هوشنگ»هایی که «شرافت»، امروز برایشان تنها نامی کهنه در شناسنامهای رنگ و روو رفته است. نامی کهنه به جا مانده از نسل و تبار و آبا-اجدادشان. هیولا، سریال تلخی است. آن را اینگونه ببینید، از پَسِ پردهی اشک.
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی




