حسین پاکدل برادر بزرگ مهدی پاکدل متولد 7 ام دی ماه سال 1338 در اصفهان بوده و فارغ التحصیل لیسانس مهندسی کشاورزی از دانشگاه شیراز می باشد، فعالیت خود را با رادیو شروع کرد سپس مدیر پخش شبکه 1 شد و حالا بازیگری را ادامه می دهد.
وی از سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۳، مدیریت پخش شبکه اول سیما را بر عهده داشت. همچنین مدیر دورههای دهم و یازدهم جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان بود.
در سال 1374 برنامه قصه های شب سیما را برای تلویزیون نوشت و تهیه کنندگی کرد، سپس تهیه کننده برنامه های اینجا ایران است سال 75 و مجموعه عروسکی صفرآقا در سال 76 را برعهده داشت.
ماجرای ممنوع التصویری وی در تلویزیون : قرار بود همچون سالهای قبل حسین پاکدل از مسوولین عالیرتبه و همچنین مجری سالهای گذشته در صداوسیما اجرای برنامه اختتامیه سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر را بر عهده داشته باشد، اما ناگهان او از این کار به دلیل ممنوعالتصویری در تلویزیون کنار گذاشته شد؛ و اجرای برنامه به محمدرضا شهیدیفرد محول شد؛ تغییر مجری، اجرای ضعیف و حرفهای کنایهآمیز شهیدیفرد به هنرمندان در رسانهها بازتاب فراوانی داشت.
حسین پاکدل اواسط دهه 60 با عاطفه رضوی ازدواج کرد، ثمره این زندگی مشترک تنها یک دختر به نام سبا (صبا) پاکدل متولد 1367 می باشد که حالا در کانادا – ایران در رفت و آمد می باشد.
بیوگرافی عاطفه رضوی
عاطفه رضوی متولد 15 ام اسفند ماه سال 1347 در تهران بوده و فارغ التحصیل دوره های گریم زیر نظر استاد عبدالله اسکندری در سال 1365 می باشد.
او درسال 1363 در دوره دبیرستان موفق به کسب رتبه اول در اجرای نمایش شد و به دنبال آن توسط آموزش و پرورش ناحیه به وزارت ارشاد معرفی گردید.
او دوره دو ساله تئاتر را در تالار محراب گذراند و سال 1365 به عنوان هنرجوی گریم زیر نظر عبدالله اسکندری شروع به کار نمو.
عاطفه رضوی یک تجربه کوتاه زناشویی با مهرداد شکرابی قبلا داشته است.
جوایز و افتخارات عاطفه رضوی
(جشنواره ی بین المللی فیلم فجر دوره ی دهم ایران )
کاندید بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم نرگس در سال 1370
(جشنواره ی بین المللی فیلم فجر دوره ی چهاردهم ایران )
کاندید بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم چهره در سال 1374
(جشنواره ی بین المللی فیلم فجر دوره ی شانزدهم ایران )
کاندید بهترین چهره پردازی برای فیلم ساغر در سال1376
طراح چهره پردازی
آدمکش (1388)
حریم (1387)
رئیس (1385)
تله (1384)
حکم (1384)
قتل آنلاین (1384)
برگ برنده (1382)
مزاحم (1380)
هفت ترانه (1380)
بوی کافور، عطر یاس (1378)
شهر زنان (1377)
روزی که هوا ایستاد (1376)
ساغر (1376)
کتونی سفید (1386)
چهره پردازی عاطفه رضوی
برگ برنده (1382)
مزاحم (1380)
هفت ترانه (1380)
آب و آتش (1379)
بوی کافور، عطر یاس (1378)
داستانهای جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (1377)
ساغر (1376)
عشق گمشده (1375)
مرد آفتابی (1374)
روزهای خوب زندگی (1373)
کیمیا (1373)
روز فرشته (1372)
یک مرد یک خرس (1371)
خانه خلوت (1370)
راز چشمه سرخ (1370)
شب های زاینده رود (1369)
عروس (1369)
دزد عروسک ها (1368)
مادر (1368)
روز باشکوه (1367)
زرد قناری (1367)
سالهای خاکستری (1367)
خانهٔ مثل شهر (1366)
ردپایی بر شن (1366)
بازیگری عاطفه رضوی
کیمیا (1394)
سال های ابری
قصه ها (1390)
همسایه ها (1379)
رقص شیطان (1379)
افسانه پوپک طلائی (1377)
قصه های کیش(اپیزود اول، کشتی یونانی) (1377)
بانوی اردیبهشت (1376)
چهره (1374)
سفر به چزابه (1374)
نجات یافتگان (1374)
زینت (1372)
یک مرد یک خرس (1371)
نرگس (1370)
زیر بامهای شهر (1368)
آن سوی آتش (1366)


بخشی از گفتگوی خواندنی حسین پاک دل و برادرش مهدی پاک دل
با توجه به تفاوت سن شما و از آنجا که مطابق معمول ژنتیکی و خانوادگي شما خيلي زود موها و محاسن تان هم سفید شد، آیا حسین آقا براي شما حالت پدرانه داشت؟
– مهدی: صد در صد. دور از جان ایشان آری. این حالت بود. من خيلي جوان بودم که ما پدرمان را از دست دادیم. من آن درهنگام بیست سالم بود و برادرم مدام برایم یک تکیه گاه و حریم امن بعنوان اخوی بزرگتر بود که جای پدر را کاملاً برایم پر میکرد .
دختر و همسر حسین پاکدل
آقای پاکدل. شما می خواستید دوست مهدی باشید یا اخوی بزرگتر یا حتی جانشین جایگاه پدر؟ بهرحال مهدی در جوانی پدر را از دست داد. شما کدامیک وجه را بیش تر دوست داشتید و در رفتارتان با وی مد نظر داشتید؟
– حسین:من به این چیزها فکر نمی کردم. مهدی خود می داند که من به درک لحظه بیش تر اهمیت می دادم و می دهم. گاهی اوقات به وی می گفتم مهدی کجایی؟ یک جایی همدیگر را ببینیم. اگر می دیدمش می گفتم خب، دیدمت. هر چند که از دیدنت سیر نمی شوم ولی می دانم کار داری. برو، در حدی که همدیگر را چند لحظه ببینیم و از دیدن هم لذت ببریم براي من کفایت داشت و دارد. در روزگاری که آدم ها در کنار هم هستند ولی همدیگر را نمی بینند، یعنی آن قدر مشغله های مصنوعي به وجود آمده است که آدم ها از دیدن هم غافلند.
خيلي نمی خواهم وارد مسئله توسعه رسانه ها بشوم. مسئله دیدن صرفا همین نگاه کردن نیست بلکه مسئله جذب مطرح است. خود مهدی می داند، من هنگامی که نگاهش می کنم گویی وی را اسکن می کنم و گویی می نوشم مهدی را. یعنی با چشمم می خورمش. برایم، اینقدر دیدن وی لذتبخش است.
حسین پاکدل و همسرش
مدام هنگامی که می بینمش ميگويم خدایا، آیا فردا هم می بینمش. ان شاءالله همیشه سلامت باشد و منظورم این نیست که می ترسم خدای ناکرده براي وی اتفاقی بیفتد بلکه این مسئله متقابل است و با خودم ميگويم که آیا من فردا هم این چشم را دارم که وی را سیر ببینم. کار جهان که حساب و کتاب ندارد. احتمالا از این در رفتم بیرون و چشمم اسیب دید. دلم می خواهد تا چشمم کار ميکند ، ببینمش. فقط مهدی نیست و این حالت براي تمامی نزدیکان و دوستانم هم هست.
اما طبیعتا آدم به همه که به یک نسبت محبّت ندارد. محبّت ها متمایز است. نکته ديگر این است که حسن برادری این است که تو بی توقع محبّت داری و فکر نمی کنی که هنگامی که من عاشق مهدی هستم بنابراين مهدی هم باید عاشق من باشد. نه، عشق برادری خدای گونه است. خدا هیچ وقت سر بندگانش منت نمی گذارد و اما من می دانم این حس در مهدی هم موجود است .
حسین پاکدل و دخترش
رابطه شما در خصوص مسایل زندگی و ورود به مسایل زندگی چطور بود؟ به عنوان مثال بعنوان براد ر بزرگتر آیا در خصوص مسائلی مانند ازدواج یا مسائلی از این دست توقع داشتید یا دارید که با شما مشورت کند؟ آیا در خصوص انتخاب هایش در تئاتر یا سینما هم با شما مشورت می کنند؟
– حسین:من هیچ وقت در شرایطی نبودم که بخواهم تعيين تکلیف کنم. درصورتی که جایی لازم دید با من مشورت کرد و من هم نظرم را گفتم. این اما دو طرفه است و خيلي اوقات من احتیاج به مشورت مهدی داشتم و دارم. به وی زنگ می زدم یا درصورتی که جایی همدیگر را می دیدیم با وی در مورد هر موضوعی که داشتم صحبت کردم و نظرش را گرفتم. ما کارهای مشترک زيادي هم با هم کردیم، هم تئاتر و هم کارهای ديگر.
فعالیت های هنري حسین پاکدل
تئاتر
– بازي در تئاتر کلنل؛ تهران؛ ۱۳۹۶( سالار عقیلی قطعه ای موسیقی با همین نام برای این تئاتر منتشر نمود)
– نویسندگی و کارگردانی حضرت والا
– نویسندگی و کارگردانی رقص زمین
– نویسندگی و کارگردانی سمفونی درد
– نویسندگی نمایش نامه دکتر نون( به کارگردانی هادی مرزبان) برداشتی از رمان نوشتهٔ شهرام رحیمیان
– نویسندگی نمایش نامه پروانه های آسيايي( به کارگردانی محمد حاتمی) با نگاهِ آزاد به رمان تنهایی پرهیاهو اثر بهومیل هرابال
– کارگردانی نمایش’ کابوس حضرت اشرف’
– نویسندگی نمایش نامه« پروانه های آسيايي»( محمد حاتمی) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۵
مراسم ازدواج دختر حسین پاکدل
سینما و تلويزيون
– بازیگری در مانکن( ۱۳۹۷)
– بازیگری در دیدن این فیلم جرم است!( ۱۳۹۷)
– بازیگری در از یادها رفته( ۱۳۹۶)
– بازیگری در عالیجناب( ۱۳۹۶)
– بازیگری در استیگمات( ۱۳۹۶)
– بازیگری در پشت دیوار سکوت( ۱۳۹۵)
– بازیگری در خوب، بد، جلف( ۱۳۹۵)
– بازیگری در خانه کاغذی( ۱۳۹۵)
– بازیگری در لانتوری( ۱۳۹۴)
– بازیگری در آزادی مشروط( ۱۳۹۲)
– بازیگری در برف روی کاج ها( ۱۳۹۰)
– بازیگری در مسافر ری( ۱۳۷۹)
– بازیگری در یاس های وحشی( ۱۳۷۶)
– نویسندگی فیلمنامه سریال دکتر حسابی
– نویسندگی فیلمنامه همسایه ها
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی













