دخترکم آرام و راحت روی تختش خوابیده بود. کنارش دراز کشیدم و دست کوچکش را در دستانم فشردم. حرفهای “مهدیه ” در ذهنم جولان می داد. همین نیم ساعت قبل …
ادامه مطلب »دخترکم آرام و راحت روی تختش خوابیده بود. کنارش دراز کشیدم و دست کوچکش را در دستانم فشردم. حرفهای “مهدیه ” در ذهنم جولان می داد. همین نیم ساعت قبل …
ادامه مطلب »
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی