جوان ۲۴ ساله که پس از ریختن طرح دوستی با مردان، به خانه آنها میرفت و پس از قتل طعمههایش خودرو و پولهایشان را سرقت میکرد، به دار مجازات آویخته شد.
این مرد در مدت ۳ماه ۲مرد را به قتل رساند اما پیش از اینکه بتواند به قتلهایش ادامه دهد، دستگیر شد.نخستین جنایتی که مرد جوان به نام حسن رقم زد، در خانهای مسکونی در یکی از خیابانهای قزوین رخ داد. اواسط اسفند سال۹۰، مأموران پلیس قزوین در جریان قتل مردی در یکی از محلههای این شهر قرار گرفتند و راهی آنجا شدند.
این مرد بر اثر خفگی به قتل رسیده و قاتل پس از جنایت پولها و خودروی مقتول را به سرقت برده بود. بررسی محل جنایت از این حکایت داشت که مقتول در زمان حادثه مهمان داشته و این یعنی فردی آشنا عامل جنایت است. با این اطلاعات مشخصات خودروی مسروقه در سیستم پلیس ثبت و دستور توقیف خودرو و دستگیری راننده آن صادر شد. این در حالی بود که مأموران در تحقیق از همسر مقتول به فهرستی از اسامی کسانی دست یافتند که با قربانی دوست و با او در رفتوآمد بودند و احتمال داشت در این جنایت دست داشته باشند. در میان این فهرست شماره تلفن فردی به نام حسن به چشم میخورد؛ پسر جوانی که به تازگی با مقتول دوست شده و با او در تماس بود.
درحالیکه تحقیقات روی مظنونان پرونده ادامه داشت، مأموران موفق شدند خودروی مقتول را در کرج پیدا کنند. خودرو در محلی خلوت رها شده بود و در تحقیق از شاهدان مشخصات ظاهری پسر جوانی که خودرو را در آنجا رها کرده بود، بهدست آمد. مشخصات این فرد شباهت زیادی به مشخصات حسن داشت و دستور بازداشت او صادر شد. چندماه از جنایت گذشته بود تا اینکه مأموران موفق شدند پسر جوان را شناسایی کنند. او اهل یکی از شهرهای غربی کشور بود که مدتی در قزوین زندگی میکرد.
حسن پیش از این به جرم سرقت دستگیر شده بود و احتمال داشت که این جنایت را نیز با انگیزه سرقت انجام داده باشد. با شناسایی مخفیگاه پسر جوان، وی در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و در بازجوییها به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. او گفت: مدتی قبل با مقتول آشنا شدم. دوستی ما ادامه داشت تا اینکه وی مرا به خانهاش دعوت کرد و من که نقشه سرقت اموالش را در ذهن داشتم، به آنجا رفتم. آن روز وقتی مقتول قصد پذیرایی داشت او را غافلگیر کرده و با یک تکه پارچه که دور گردنش انداخته بودم، او را به قتل رساندم. سپس همه پولهای نقدش را به همراه خودرواش به سرقت بردم و فرار کردم.
دومین جنایت
با اعترافات حسن، او به زندان افتاد و رسیدگی به پروندهاش در دادسرا شروع شد. مدتی از دستگیری او میگذشت تا اینکه مأموران ردپای وی را در قتل دیگری که ۴ماه پس از قتل نخست در ویلایی در روستای عبدلآباد رخ داده بود، بهدست آوردند. این جنایت خرداد سال ۹۱رخ داده و در جریان آن مردی در ویلایش با پارچهای که به دور گلویش پیچیده شده بود به قتل رسیده بود. در این جنایت نیز اموال مقتول به همراه خودرواش به سرقت رفته و خودروی او یک هفته بعد درحالیکه در محلی خلوت رها شده، پیدا شده بود.
مأموران در جریان بررسی تماسهای مقتول به شماره تلفنی رسیده بودند که مدتی در اختیار حسن بوده است. به این ترتیب حسن از زندان به اداره آگاهی منتقل شد و در بازجوییها به این جنایت نیز اعتراف کرد. او گفت: مدتی قبل از جنایت زمانی که برای تفریح به دریاچه اوان رفته بودم با مقتول آشنا شدم. با او طرح دوستی ریختم و یک روز او مرا برای گچکاری به ویلایش دعوت کرد. وقتی به آنجا رفتم، وسوسه شدم که او را به قتل برسانم و اموالش را سرقت کنم. برای همین در فرصتی مناسب پارچهای به دور گلویش انداختم و او را خفه کردم.
پس از سرقت از آنجا گریختم و کمی بعد خودرواش را در محلی خلوت رها کردم اما پیش از اینکه قتل دیگری رقم بزنم دستگیر شدم. با اعترافات متهم، پرونده او با صدور کیفرخواست به دادگاه فرستاده شد و او از سوی قضات دادگاه و با درخواست خانواده قربانیان به ۲بار قصاص محکوم شد. به گفته حجتالاسلام صادقی نیارکی، دادستان قزوین، این حکم در نهایت در شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور تأیید و با موافقت رئیس قوهقضاییه، جوان جنایتکار سحرگاه دیروز در زندان مرکزی قزوین به دار مجازات آویخته شد.
مجله اینترنتی دوستان مجله خبری و سبک زندگی