کد خبر: 249686تاریخ انتشار : ۸:۴۳:۴۰ - دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷

روستا‌های سیستان و بلوچستان علاوه بر اینکه از نظر بومگردی مورد توجه قرار می‌گیرند، هرکدام سِری در خود نهفته دارند که دلت می‌خواهد پای حرف کدخدا و بزرگ روستا بنشینی و او برایت زیر و بم ماجرا را در بیاورد.

برخی از این روستا‌ها واقعا در دل کوه و کمر واقع شده‌اند! یکی از این روستاها، روستای عشایری «جوان‌جاه» است که دقیقا در دهستان دستگرد (بخش) بنت نیکشهر واقع شده و می‌گویند اهالی آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

با اینکه بومی منطقه هستم، اما تاکنون حتی نام آنجا را نشنیده بودم، تصمیم گرفتم با بخشدار بنت شهرستان نیکشهر هماهنگ کنم و به اتفاق وی سراغ مردم ساکن این روستا بروم و نحوه زندگی آن‌ها از نزدیک روایت کنم.

وی که خودش قصد بازدید از این روستای عشایری را داشته استقبال می‌کند، اما می‌گوید آنجا بسیار صعب العبور است و رفتن به این روستا آسان و هموار نیست، مسیر کوهستانی است و با خودرو هم نمی‌شود به آنجا رفت طوری‌که حتی مسؤولان ملی استانی حتی خود بنده نتوانسته‌ام تاکنون به آنجا سر بزنم.

تأکید‌های من به دنبال سؤالاتی که از سر کنجکاوی به دنبال پاسخشان می‌گردم، آقای بخشدار را راضی می‌کند تا روزی را هماهنگ کرده و به همراه چند نفر از مردم روستا‌های اطراف به سمت روستای جوان جاه برویم.

www.dustaan.com کشف روستایی در ایران که 100 سال عقب است! +تصاویر
www.dustaan.com کشف روستایی در ایران که 100 سال عقب است! +تصاویر
www.dustaan.com کشف روستایی در ایران که 100 سال عقب است! +تصاویر
www.dustaan.com کشف روستایی در ایران که 100 سال عقب است! +تصاویر

سفری چند ساعته به روستایی در دل کوهستان

روز موعود فرا رسید و به سمت روستای مورد نظر حرکت کردیم یک قسمت از مسیر را از نیکشهر با خودرو آمدیم، اما تا روستای جوان جاه می‌گویند ۶۰ کیلومتر دیگر راه داریم و باید با موتورسیکلت و قسمتی را هم پای پیاده طی کنیم.

از خودرو پیاده شدیم و سوار بر موتور‌هایی که سرعت آن به زور از ۱۵ کیلومتر تجاوز می‌کرد و بماند که در طول مسیر چند بار موتور‌ها در پیچ و تاب کوهستان چپ میکرد و وسایل انبار شده بر روی ترک موتور بر زمین می‌افتاد.

این راه واقعاً صعب العبور است!

از چپ کردن یکی از موتورسیکلت‌های همراهمان توانستیم با دوربین گوشی فیلم بگیریم، این اتفاق در طول مسیر بیش از ۵ بار برای اکثر موتور‌ها رخ داد.

سمت چپ و راست ما کوه بود، و بالا آسمان خدا، هیچ دشت و دمنی وجود نداشت، آقای بخشدار درست می‌گفت: مسیر آنقدر سخت و صعب العبور است که چند بار نشستیم و استراحتی کوتاه و سپس به راهمان ادامه دادیم.

سمت چپ و راست ما کوه بود، و بالا آسمان، هیچ دشت و دمنی وجود نداشت، آقای بخشدار درست می‌گفت: مسیر آنقدر سخت و صعب العبور است که چند بار نشستیم و استراحتی کوتاه و سپس به راهمان ادامه دادیم.

گرما و تشنگی امانمان را بریده، در میانه راه آقای بخشدار و همراهان وی که دو نفر از آن‌ها رؤسای شورای‌های روستا‌های اطراف جوان‌جاه هستند، داستان‌های در خور تأمل از وضعیت زندگی سخت مردم در این منطقه می‌گویند تا سرگرم شویم و مسیر هموارتر به نظر برسد.

به گفته آن‌ها روستا‌هایی در شهر بنت هستند که مشکلات فراوان دارند، اما هیچکدام به پای مشکلات و سختی‌های زندگی در روستای عشایری جوان‌جاه نمی‌رسد.

از صبح که حرکت کرده بودیم ساعت ۱۱ ظهر پس از مشقت‌های راه به مقصد رسیدیم.

در عکس زیر نمایی از خانه‌های کپری روستای عشایری جوان جاه که به گفته مردم ۷ خانوار در آن زندگی می‌کنند را می‌بینیم. شاید بهتر است بگوییم زمان در جوان‌جاه ۱۰۰ سال عقب است.

خانه‌های کپری روستای عشایری جوان‌جاه در بلوچستان

همین‌طور که از عکس پیداست کل ساکنین روستا در قاب همین عکس خلاصه می‌شوند، اگر اطرافشان را دقت کنید نه سرسبزی نه دشتی و نه کشاورزی!

پس از صحبتی دوستانه با اهالی روستا مشغول گفتگو با آن‌ها شدم، ساکنان این منطقه یا کشاورز بودند و یا دامدار، تعداد دام‌هایشان اندک و زمین‌های کشاورزی‌شان در واقعیت چند نخل بی ثمر و یک قطعه زمین کوچک ۶ در ۴ که در آن ذرت کاشته بودند.

صدای گوسفندان و گردششان در اطراف روستا توجه ام را به خود جلب کرد، زیرا در این اطراف سرسبزی خاصی نیست این دام‌ها چگونه تغذیه می‌شوند، آب و علوفه این‌ها از کجا تأمین می‌شود؟

کارت‌های یارانه ضمانت خرید ما‌یحتاج است

ما برای خوراک خودمان درمانده ایم، خشکسالی کشاورزی ما را از بین برده و دام هایمان تلف شده اند، این چند راس دام هم گر شرایط را دوام نیاورند، مجبوریم ذبح کنیم تا تلف نشوند.

جلال بلوچی یکی از روستاییان می‌گوید: ما برای خوراک خودمان درمانده ایم، خشکسالی کشاورزی ما را از بین برده و دام هایمان تلف شده اند، این چند رأس دام هم گر شرایط را دوام نیاورند، مجبوریم ذبح کنیم تا تلف نشوند.

از آن‌ها پرسیدم اینجا مغازه نیست؟ شما ما‌یحتاج خود را چطور و از کجا تهیه می‌کنید، می‌گویند خرید خود را به صورت فله‌ای از مغازه‌های شهر بنت برای مدت یک هفته و گا‌ها یک ماه تهیه می‌کنیم، زیرا مسیر برای تردد ناهموار است به گونه‌ای که ۳۰ کیلومتر از روستا فاصله دارد باید خودرو رفت و بقیه راه را باید با چهار پا طی کرد.

مردم این روستا می‌گویند در آمد ثابت ما از طریق یارانه است یارانه‌ای که حتی زمان واریز و برداشت آن را نمی‌دانیم، زیرا به عنوان ضمانت در گرو مغازه‌داران شهر بنت است.

تاکنون در جوان‌جاه انتخابات برگزار نشده است

از مردم روستا پرسیدم این مسیر که این‌قدر صعب العبور است چطور انتخابات آن برگزار شده و آرای مردم اخذ شده که گفتند به دلیل همین صعب العبور بودن اصلا انتخاباتی برگزار نشده و تابحال مسؤول کشوری، استانی و حتی عشایری به این منطقه سر نزده است.

بخشدار می‌گوید: سال قبل خواستم برای بازدید بیایم گفتن رودخانه آب دارد و امکان تردد نیست و خود مردم منطقه هم هنگامی که رودخانه آب دارد نمی‌توانند عبور کنند، اما سایر روستا‌های این منطقه را بازدید کردم.

نیم قرن است هیچ مسؤولی به جوان‌جاه نیامده است

وی تأکید می‌کند از زمانی که ۵۰ سال است هیچ مسؤولی به عنوان نماینده دولت، استاندار، فرماندار و بخشدار از این منطقه بازدید نداشته‌اند

وی تأکید می‌کند از زمانی که ۵۰ سال است انقلاب شده هیچ مسوؤلی به عنوان نماینده دولت، استاندار، فرماندار و بخشدار از این منطقه بازدید نداشته‌اند و به این منطقه سر نزده است فقط یک‌بار مأمور بهداشت برای بررسی بیماری مالاریا و بار دیگر مسؤول امور عشایری به این‌جا آمده اند، ولی فرهنگیان عزیز برای تعلیم و تعلم در بین مردم منطقه حاضر شده‌اند.

با کنایه تلخی به بخشدار گفتم زمان شاه شاید بهتر به این مردم رسیدگی می‌کردند که با لبخندی تلخ می‌گوید همان زمان را هم فکر نکنم کسی به مشکلات این مردم این منطقه رسیدگی کرده باشد.

رد‌پای ترک‌ها در بلوچستان!

در نزدیکی این روستا روستایی هست که تنها سه خانوار در آن سکونت داشتند و به نام «ترکواش» مشهور است، مردمی با نژاد ترک دیگر در این منطقه نیستند، اما از نام روستا پیداست که چند نسل قبل این روستا مال ترک‌ها بوده است.

همین طور که در روستا گشت می‌زدیم به گورستانی برخورد کردیم که توجه‌ام را به خود جلب کرد از مردم پرسیدم اینجا قبرستان روستا است؟ یکی از آن‌ها پاسخ داد اینجا قبرستان برای ترک هاست! با تعجب پرسیدم ترک ها؟ ترک‌ها در استان ما چکار می‌کردند؟ با لبخند می‌گوید این‌طور که معلوم است آن‌ها چند نسل پیش‌تر از ما در این منطقه سکونت داشتند، در نزدیکی این روستا روستایی هست که تنها سه خانوار در آن سکونت داشتند و به نام «ترکواش» مشهور است، اگر چه دیگر رد و اثری از ترک‌ها در این منطقه نیست، اما از نام آن پیداست که چند نسل قبل این روستا (گذرگاه) مال ترک‌ها بوده است.

تنها‌معلمان به فکر جوان‌جاه هستند

مردم روستا در گفته‌هایشان گریزی به گذشته این روستا زدند و گفتند اینجا آبشار‌های خوبی دارد و اگر آب و بارندگی باشد چشم انداز زیبایی خود نمایی می‌کند. ولی بارندگی از همین عبور و مرور کم مردم منطقه هم می‌کاهد، چون مسیر کاملا مسدود می‌شود و تردد هموار نیست.

یکی از روستاییان این منطقه عشایری می‌گوید تنها خدمات ارائه شده در منطقه جوانجاه واگذاری چندمتر لوله و حمل آرد تا محل‌های ماشین رو توسط امور عشایر و راه‌اندازی مدارس ابتدایی توسط آموزش و پرورش است، البته باید از زحمات مخلصانه فرهنگیان شاغل در این مناطق صعب العبور که کاری سخت و طاقت فرسا دارند تقدیر و تشکر کنیم.

اینجا چهارپایان به داد به بیماران می‌رسند

از مردم پرسیدم با این مسیر صعب العبور اگر یکی از مردم روستا به ویژه بانوان بیمار شوند چطور به بیمارستان یا مراکز درمانی می‌رسانید؟ مجید رئیسی یکی از همراهان ما در این بازدید می‌گوید: نصف راه را با چهار پا، نیمی از راه را با موتور و بقیه راه را با خودرو که همین طی مسافت طولانی سبب می‌شود بیمار به موقع به درمانگاه نرسد و بر شدت بیماری او فزوده شود.

مادران باردار به روش قرون‌وسطی به بیمارستان می‌روند!

اگر مادربارداری باشد که دیگر وای به حال او! به گفته مردم روستا چند مادر باردار در چند سال اخیر در این مسیر حتی جان خود را از دست داده است، نزدیک‌ترین درمانگاه به این روستا در شهر بنت است که ۶۰ کیلومتر به صورت خودرویی فاصله دارد و ۵ ساعت هم با پای پیاده یا موتور باید طی کنی تا به آن برسی، اهالی روستا با چهار‌پا و یا حتی مادران باردار را برروی دوشمان برای وضع حمل به شهر می‌بریم!

بخشدار می‌گوید: مردم روستا برایم تعریف می‌کردند قبلا اتفاق افتاده که مادر باردار داشتیم در حین انتقال به بیمارستان در وسط راه فوت کرده است.
وی ادامه داد: همچنین گفتند دو هفته گذشته بیماری داشتیم آمده است که برود دکتر، نیمی از راه را بر دوش اهالی و نیمی را برچهار پا پیمود، اما به موقع به بیمارستان نرسید و فوت کرد و عمرش به دنیا نبود.

///فارس


پربیننده ترین مطالب روز




به اشتراگ بگذارید!
گوگل پلاس فیسبوکــ فیسنما

برچسب ها

انتشار یافته : 0

نظر خود را درباره پست بالا در کادر زیر وارد کنید.

نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد، تایید نخواهند شد.