ارسال شده در مجله خبری دوستان - کد مطلب : 271382

هنگام کشتن هر حیوانی، فرقی نمی کند که موذی باشد یا اهلی و یا هر نوع دیگر، ممکن است این سوال ها پیش بیاید که آیا از نظر شرعی کشتن این حیوان اشکال دارد؟

www.dustaan.com - کشتن کدام حیوانات در اسلام جایز یا مکروه است؟ (حکم کشتن مار، عقرب، مورچه، مگس، زنبور، خرگوش ...)

و یا این پرسشی در ذهن شما باشد که از نظر دین اسلام کشتن چه حیواناتی جایز و کشتن چه حیواناتی حرام است؟ دستورات و سفارش های دین در این باره، چگونه است؟

هر حیوانی که در ملکیت دیگری است؛ کشتن آن ممنوع است. حتی مانند مگس و پشه ای که مثلا دانشمند حشره شناسی برای تحقیق آن ها را جمع آوری کرده است.

هر حیوانی که آزار دهنده است و برای دفع آزار آن، راهی جز کشتن نیست؛ می توان آن را کشت. گرچه مانند پرستو باشد که کشتن آن به خودی خود کراهت دارد.

اما برای جزئی تر شدن گفتار از روایات بهره می گیریم. حاصل روایات آن است که دو گونه حکم برای کشتار حیوانات قابل تصور است:

  1.  جواز کشتن؛ به این معنا که اگر کسی آن ها را بکشد؛ گنه کار نیست. با این روی کرد؛ کشتن همه حیوانات جایز و بدون اشکال است. اما درخصوص کشتن این حیوانات سفارش هم شده است: انواع مارها،حیوانات ریز مثل شپش، کلاغ، عقرب، سگ هار.
  2. سفارش به نکشتن؛ به این معنا که معصومان علیهم السلام علاقه مند بودند که انسان ها از کشتن آن ها صرف نظر کنند. از این روی حتی از بردن نامشان هم دریغ نکردند: پرستو، هدهد، فاخته(کوکو)، قنبره(چکاوک)،حباری(هوبره) ،صرد(مرغی است که گنجشک را شکار می‏کند و به فارسی ورکاک است) و صوّام(لک لک، ظاهرا) ، شقراق(سبز قبا) مورچه، زنبور عسل، وزغ و هر حیوانی که به انسان پناه آورد.( عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج ۱۱ تا ۲۳)

زنبور عسل را به این سبب که پاکیزه می خورد و پاکیزه پس می دهد، حیوانی است که خدای ارجمند به او وحی کرد و حیوانی است نه از جن و نه در شمار انسان.

مورچه به این دلیل که مردم در روزگار حضرت سلیمان بن داوود(ع) به قحطی گرفتار شدند، پس هنگامی که به سوی نماز باران خواهی می رفتند، مورچه ای را دیدند که روی دو پای خود ایستاده دست هایش را به سوی آسمان بلند کرده و می گوید:”خدایا، ما آفریده ای از آفریدگان تو هستیم و از فضل تو بی نیاز نیستیم، ما را از نزد خود روزی ده و ما را به گناهان کم خردان آدمی زادگان بازخواست منما.”

پس سلیمان به مردم گفت:به خانه هایتان برگردید که همانا خدای فرازمند بر اثر دعای دیگران به شما آب داد.

قورباغه بدین رو بود که چون بر ابراهیم(ع) آتش برافروختند، همه جانداران زمین به خدای بزرگ و ارجمند شکایت کردند و از او خواهش کردند که بر آتش آب بریزند، خدا به هیچ یک از آنان اجازه نداد مگر قورباغه که دو سوم پیکر قورباغه در انجام این کار سوخت و تنها یک سوم از پیکرش سالم ماند.

شانه به سر (هدهد) به این دلیل بود که او راهنمای سلیمان(ع) به کشور بلقیس بود.

گنجشک به این دلیل که یک ماه راهنمای حضرت آدم(ع) از سرزمین سراندیب به سرزمین جده بود.

و اما پرستو به این سبب که گردش او در آسمان به دلیل اندوه خوردن بر ستم هایی است که روا داشتند و عبادت او خواندن «سوره حمد» است و آیا نمی بینید که او می گوید:«ولااضالین».


 

مسأله ۱۹۶ ـ شکار حیوان صحرایى بر محرم ـ چه محرم در حرم باشد یا خارج حرم ـ و کشتن آن ـ چه حرام گوشت باشد یا حلال گوشت ـ حرام است، و همچنین کشتن حیوان صحرایى اگرچه بعد از صید اهلى شده باشد، بر محرم حرام است، و شکار حیوانات حرم بر محرم و غیرمحرم حرام است.

کمک کردن به دیگری در شکار (ولو با اشاره)

مسأله ۱۹۷ ـ همچنان که شکار حیوان صحرایى بر محرم حرام است، کمک کردن به دیگرى در شکار نیز بر محرم حرام است، هرچند کمک به اشاره کردن به صید باشد، و در حرمت کمک کردن، فرقى بین این که شکارچى محرم باشد یا نباشد نیست.

نگه داشتن شکار صحرائی و خوردن آن، حیوانات وحشی و پرندگان حرم و شکاری که محرم کشته

مسأله ۱۹۸ ـ نگه داشتن شکار صحرایى در حرم بر محرم حرام است، اگرچه شکار آن قبل از احرام و حتى از غیر خود او باشد، و همچنین است نگه داشتن آن در خارج حرم در صورتى که به مرگ و یا شکارش توسط غیر او منتهى بشود، بلکه نگه داشتن آن در خارج حرم، اگرچه منتهى به مرگ و شکارش توسط غیر خود محرم نشود، بنابر احتیاط جایز نیست.
و خوردن گوشت شکار صحرایى بر محرم حرام است، حتى اگر شکارچى آن محرم نباشد.
و آنچه را شخص غیر محرم از حیوانات وحشى و پرندگان در حرم کشته باشد، خوردنش بر محرم و غیر محرم حرام است.
و بنابر احتیاط خوردن شکارى را که محرم کشته باشد، بر غیر محرم حرام است.
و ملخ ملحق به حیوان صحرایى است، بنابراین شکار و کشتن و نگه داشتن و خوردن آن حرام است.

شکار حیوان دریایی و حیوان اهلی و آنچه صحرائی یا اهلی بودنش مشکوک است

سأله ۱۹۹ ـ شکار حیوان دریایى براى محرم جایز است، و مقصود از آن، حیوانى است که فقط در دریا زندگى مى کند، بنا بر این حیوانى که هم در دریا و هم در خشکى زندگى مى کند حکم حیوان صحرایى را دارد.
و شکار حیوانى که مشکوک است که صحرایى است یا نه مانعى ندارد، و همچنین کشتن حیوانات اهلى ـ مانند مرغ خانگى و مرغ حبشى و گوسفند و گاو و شتر ـ اگر چه وحشى شده باشند، و کشتن حیوانى که مشکوک است اهلى است یا نه مانعى ندارد.

جوجه و تخم شکار صحرائی و دریائی و حیوان اهلی

مسأله ۲۰۰ ـ تمام احکامى که براى شکار صحرایى بیان شد، براى جوجه آن نیز ثابت است، بلکه ـ بنا بر احتیاط واجب ـ براى تخم آن نیز ثابت است.
و تمام احکامى که براى شکار دریایى و حیوان اهلى بیان شد، براى جوجه و تخم آنها نیز ثابت است.

کشتن حیواناتی که شکار نیستند مثل درندگان وغیره

مسأله ۲۰۱ ـ کشتن تمام حیواناتى که شکار نیستند ـ از درندگان و غیر آنها ـ بر محرم حرام است، مگر از آنها بر خود بترسد، یا کبوترهاى حرم را اذیت نمایند، که در این دو صورت کشتن آنها مانعى ندارد.
و در کشتن درندگان کفّاره نیست، مگر شیر، که احتیاط مستحب این است که براى کشتن آن در حرم یک گوسفند نر کفّاره داده شود، حتى اگر کشنده محرم نباشد.

کشتن عقرب و موش و افعی و مار سیاه

مسأله ۲۰۲ ـ کشتن عقرب و موش و افعى و مار سیاه حیله گر، براى محرم جایز است، و کفّاره اى در کشتن آنها نیست، و اما مار، پس اگر قصد جان تو را کرد آن را بکش، و اگر قصد تو را ندارد به آن کار نداشته باش.

کلاغ و زغن (نوعی باز) و کشتن آن‌ها

مسأله ۲۰۳ ـ تیر و سنگ اندازى به کلاغ و زغن ـ نوعى باز ـ براى محرم مانعى ندارد، و چنانچه به آنها بخورد و کشته شوند کفّاره ندارد.

کشتن شتر مرغ و گاو وحشی و خر وحشی و آهو و خرگوش و روباه

مسأله ۲۰۴ ـ در کشتن شتر مرغ یک شتر، و در کشتن گاو وحشى یک گاو، و در کشتن خر وحشى یک شتر یا گاو، کفّاره است، ولى احتیاط مستحب در کشتن خر وحشى این است که گاو کفّاره داده شود، و در کشتن آهو و خرگوش ـ و بنا بر احتیاط واجب ـ در کشتن روباه، یک گوسفند کفّاره است.

کفاره شکار در صورتی که شتر یا گاو یا گوسفند باشد و نتواند آن را تهیه کند

مسأله ۲۰۵ ـ کسى که شکارى کرد، چنانچه کفّاره آن یک شتر باشد و نتواند تهیّه کند، اگر چه به علت نداشتن قیمت آن باشد، باید شصت مسکین را اطعام کند، و به هر مسکینى یک مدّ (حدود ۷۵۰ گرم) بدهد، و چنانچه این را هم نتواند باید هیجده روز روزه بگیرد.
و چنانچه کفّاره حیوانى که شکار کرده یک گاو باشد و نتواند آن را تهیّه کند، باید سى مسکین را اطعام کند، و اگر نتواند باید نُه روز روزه بگیرد.
و اگر کفّاره آن یک گوسفند باشد و نتواند آن را تهیّه کند، باید ده مسکین را اطعام کند، و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد.

کبوتر و جوجه و تخم آن

مسأله ۲۰۶ ـ اگر محرم کبوترى را در خارج حرم بکشد، باید یک گوسفند کفّاره بدهد، و کفّاره کشتن جوجه آن در خارج حرم، بنابر مشهور بین فقها (اعلى اللّه مقامهم) یک برّه است، و اگر چه براى تخییر بین برّه و بچّه بز نر وجهى هست، ولى احتیاط واجب دادن برّه است، و کفّاره شکستن تخم کبوتر در خارج حرم ـ بنا بر احتیاط واجب ـ یک درهم است.
و اگر غیر محرم کبوترى را در حرم بکشد یک درهم، و اگر جوجه آن را بکشد نصف درهم، و اگر تخم آن را بشکند ربع درهم باید کفّاره بدهد.
و اگر محرم کبوترى را در حرم بکشد باید جمع کند بین کفّاره کشتن محرم در خارج حرم و کفّاره کشتن غیر محرم در حرم، و همچنین است حکم ـ لزوم جمع بین دو کفّاره ذکر شده ـ در کشتن محرم جوجه را در حرم و در شکستن او تخم کبوتر را در حرم، و تخمى که جوجه در آن به حرکت در آمده حکم جوجه را دارد.

کشتن پرنده سنگ خواره و کبک و درّاج و گنجشک و چکاوک و سنگانه و ملخ

مسأله ۲۰۷ ـ کفّاره کشتن پرنده سنگخواره (اسفرود) و کبک و درّاج و مانند اینها، برّه اى است که از شیر گرفته شده و علفخوار شده باشد.
و براى کشتن گنجشک و چکاوک و سنگانه ـ بنا بر احتیاط واجب ـ یک مدّ از طعام ـ یعنى تقریباً ۷۵۰ گرم از گندم یا جو یا برنج و مانند اینها ـ و یک برّه از شیر گرفته شده کفّاره داده شود.
و در کشتن یک ملخ یک دانه خرما، و در کشتن مقدار زیادى از آن یک گوسفند کفّاره است، و در کشتن کمتر از مقدار زیاد، یک کف از طعام کفّاره است.

کشتن موش صحرائی و خارپشت و سوسمار و مارمولک (عظایه) و مانند اینها

مسأله ۲۰۸ ـ در کشتن موش صحرایى و خار پشت و سوسمار و آنچه مانند اینها است، یک بچه نرینه بز کفّاره است، و در کشتن نوعى مارمولک (عظایه) یک کف از طعام کفّاره است.

کشتن زنبور

مسأله ۲۰۹ ـ در کشتن عمدى زنبور، مقدارى طعام کفّاره است، و اگر کشتن خَطَئى یا براى دفع اذیتش باشد، کفّاره ندارد.

کشتن ملخ به هنگام عبور از جاده

مسأله ۲۱۰ ـ هر گاه در جاده اى که محرم از آن عبور مى کند ملخ باشد، باید از آن جاده منحرف شود که آنها را نکشد، ولى اگر نتواند منحرف شود کشتن آنها مانعى ندارد.

شکار دسته جمعی و کفاره بر هر یک از شرکت کنندگان

مسأله ۲۱۱ ـ اگر جماعتى در کشتن یک شکار شرکت کنند، بر هر کدام از آنان کفّاره مستقلّى است.

خوردن از صید

مسأله ۲۱۲ ـ خوردن از صید کفّاره دارد، و کفّاره آن ـ بنا بر احتیاط واجب ـ کفّاره صید کردن است. پس اگر محرمى صیدى بکند و سپس از آن بخورد، دو کفّاره بر او واجب مى شود.

شکار را همراه داشتن در هنگام ورود به حرم

مسأله ۲۱۳ ـ کسى که شکارى همراه دارد، باید هنگام ورود به حرم آن را آزاد کند، وگرنه در صورتى که بمیرد باید کفّاره بدهد، بلکه ـ بنا بر احتیاط واجب ـ بعد از احرام نیز حکمش همین است اگر چه داخل حرم نشده باشد.

وجوب کفاره کشتن و خوردن شکار و در صورت عمد و اشتباه و جهل

مسأله ۲۱۴ ـ در وجوب کفّاره براى کشتن و خوردن شکار، فرقى نیست بین این که کشتن یا خوردن از روى عمد یا اشتباه یا جهل باشد.

شکار مکرر و کفاره آن درباره محرم یا غیر محرمی که در حرم شکار نماید

مسأله ۲۱۵ ـ در شکار مکرّر کفّاره نیز مکرّر مى شود ـ چه شکار از روى جهل باشد یا فراموشى یا خطا ـ و همچنین است در صورت عمد، اگر شکار در حرم بوده و شکار کننده محرم نباشد، و یا شکار کننده محرم در بیش از یک احرام تکرار نماید، ولى اگر شکار عمداً از محرم در یک احرام تکرار شود، کفّاره مکرّر نمى شود.

به این پست امتیاز دهید




پربیننده ترین مطالب روز

به اشتراگ بگذارید!
  تلگرام لینکداین توئیتر پینترست واتس آپ کلوب فیسبوکــ فیسنما

تگ ها

/ مجله دوستان
انتشار یافته : ۰
 

شما می توانید دیدگاه خود را در خصوص پست بالا برای نمایش در سایت در کادر زیر وارد کنید.

 

نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد، تایید نخواهند شد.