دوشنبه , ۱۰ ام آذر ماه سال ۱۳۹۹ ساعت ۵:۲۶ بعد از ظهر به وقت تهران

پایان خونین رابطه شوم دختر جوان با مرد مغازه دار

مرد میانسال که متهم است وقتی متوجه ارتباط دخترش با مرد مغازه‌داری شده، مرد جوان را با ضربات چاقو تا یک‌قدمی مرگ برده بود، در جلسه دادگاه منکر اتهامش شد.

پایان خونین یک رابطه شوم

به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از سال ۹۴ و به دنبال مجروح کردن مرد مغازه‌داری در مغازه‌اش در جنوب تهران در دستورکار پلیس قرار گرفت. مرد جوان با ضربه‌های چاقو تا یک‌قدمی مرگ رفته بود که با تلاش پزشکان نجات پیدا کرد.
شاکی در تحقیقات اولیه مدعی شد ضارب را نمی‌شناسد اما با بهبود حالش مرد میانسالی به نام علی را به‌عنوان ضارب معرفی کرد و گفت: من مدتی بود با زن جوانی ارتباط داشتم. این زن به نام مریم با همسرش اختلاف داشت و قرار بود بعد از جدایی از همسرش با هم ازدواج کنیم. یک روز پدر مریم به مغازه‌ام آمد و مرا کتک زد و با تهدید خواست رابطه‌ام را با دخترش تمام کنم. بعد از این اتفاق مریم با من تماس گرفت و پدرش را به عنوان ضارب معرفی کرد و خواست رضایت دهم.
پس از این ادعا مرد میانسال دستگیر اما در تحقیقات منکر حمله به شاکی شد و گفت: من یک‌بار به مغازه تورج -شاکی- رفتم و خواستم به ارتباطش با دخترم پایان دهد. حالا هم نمی‌دانم چه کسی او را با چاقو زده است.
با تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهم دیروز در شعبه دهم پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای جلسه تورج در شکایت خود گفت: من و دختر متهم به هم علاقه‌مند شده بودیم و قصد داشتیم بعد از جدایی مریم، ازدواج کنیم. متهم با ضربات چاقو مرا تا یک‌قدمی مرگ برد اما به‌طور معجزه‌آسایی نجات پیدا کردم.
شاکی سپس یک فایل صوتی به دادگاه ارائه کرد و گفت: بعد از مرخص شدن من از بیمارستان، مریم تماس گرفت و اعتراف کرد حمله کار پدرش بوده و خواست رضایت دهم. من هم صدایش را ضبط کردم.
قضات فایل صوتی را در دادگاه پخش کردند که دختر متهم در آن نگفته بود تورج را پدرش زده است. در ادامه قضات باز از مریم تحقیق کردند که او منکر ادعای شاکی شد. رئیس دادگاه سپس از متهم خواست از خود دفاع کند که او با رد این اتهام گفت: وقتی متوجه رابطه تورج و دخترم شدم، سراغ او رفته و خواستم از زندگی دخترم بیرون برود. حتی یک سیلی به او زدم و تخم‌مرغ‌هایی را که در مغازه بود شکستم. اگر می‌خواستم او را با چاقو بزنم، همان بار اول زده بودم.
پس از دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

یک دیدگاه

  1. دم پدر گرم. وقتیکه طرف بی خاصیت هست که قصد سو استفاده داشته من به پدر این دختر رای میدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *