ارسال شده در مجله خبری دوستان - کد مطلب : 323965

وقتی در یک روز سه گوشی قاپیدم و به مالخران اموال سرقتی فروختم چنان جوگیر شده بودم که به هیچ چیزی جز پولدار شدن از طریق سرقت نمی اندیشیدم اما حالا که پشت میله های زندان به عاقبت خودم می اندیشم، تازه می فهمم که به دره بدبختی سقوط کرده ام و حالا باید ۱۵سال از عمرم را در حالی پشت میله های زندان بگذرانم که از این همه سرقت فقط هزینه اعتیادم تامین شده است و…

www.dustaan.com - خفتگیری از مردم برای ثروت اندوزی!

 

این ها بخشی از اظهارات مرد ۳۰ساله ای است که به همراه پسرخاله اش هنگام زورگیری با سلاح سرد به چنگ نیروهای ورزیده تجسس کلانتری شهرک ناجای مشهد افتاد. این جوان که ادعا می کرد در طول یک ماه فقط ۱۰بار دست به زورگیری زده است، درباره زندگی سراسر آشفته اش به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: از همان دوران کودکی هیچ گاه محبت کلامی از پدرم ندیدم. او نمی گذاشت مانند دیگران رفتارهای کودکانه داشته باشم و هیجاناتم را تخلیه کنم. مدام کتکم می زد و در هر مراسم خانوادگی یا عمومی مرا در کنار خودش می نشاند تا شلوغ کاری نکنم. با وجود این تلاش می کرد از نظر مالی مشکلی نداشته باشم. او اصرار داشت درس بخوانم و برای خودم آدم حسابی بشوم. به قول معروف فقط محبت را در پول می دید و همواره بر سرم منت می گذاشت که فلان جزوه ها یا فیلم های آموزشی را برایت خریده ام. در عین حال علاقه زیادی به تحصیل نداشتم و به دنبال شغل آزاد بودم تا به فردی سرمایه دار تبدیل شوم. این بود که در سال آخر دبیرستان ترک تحصیل کردم و به شاگردی در فروشگاه های خواربار، پوشاک و خیاطی روی آوردم اما نتوانستم درآمد خوبی کسب کنم. ۹سال قبل ازدواج کردم اما این زندگی نافرجام فقط یک سال دوام آورد چرا که با همسرم تفاهم اخلاقی نداشتیم. او دوست داشت مدیر خانه باشد و من مطیع بی چون و چرای اوامر او باشم. او مرا که یک کارگر ساده بودم درک نمی کرد و توقع ولخرجی داشت در حالی که من به دلیل ضعف بدنی نمی توانستم در هر شغلی فعالیت داشته باشم. بالاخره یک سال بعد از یکدیگر جدا شدیم و من با سفارش پدرم در یک چاپخانه مشغول کار شدم. اگرچه حقوقم درآمد کارگری بود ولی باز هم صاحبکارم به بهانه خرابی بازار، حقوقم را با تاخیر پرداخت می کرد یا بخشی از آن را برای ماه های آینده نگه می داشت. از سوی دیگر به خاطر سختی کار و این که انرژی زیادی داشته باشم به پیشنهاد دوستم مصرف مواد مخدر را آغاز کردم به گونه ای که خیلی زود در چنگ اعتیاد اسیر شدم و هزینه هایم افزایش یافت. دیگر درآمدم کفاف مخارجم را نمی داد. من که روزی قصد داشتم با شغل آزاد پولدار شوم، اکنون از عهده هزینه های اعتیادم بر نمی آمدم. با آن که پدرم همه حق و حقوق و مهریه همسرم را هنگام جدایی پرداخته بود ولی باز هم من در تامین معیشت روزانه ام عاجز بودم. کار به جایی رسید که حتی خانواده ام نیز مرا طرد کردند چون به حرف های آن هاگوش ندادم و به جای تحصیل و دست یافتن به موقعیت اجتماعی، به معتادی بدبخت تبدیل شدم. دیگر جز دست یافتن به پول، به چیز دیگری نمی اندیشیدم چرا که نمی توانستم خماری را تحمل کنم. این بود که وسوسه زورگیری و گوشی قاپی مانند خوره به جانم افتاد و مدام به همین موضوع فکر می کردم. تقریبا حدود دو سال قبل بود که خودم طعمه زورگیرها شدم. آن ها با تهدید چاقو مرا خفت کردند و پول ها و گوشی ام را گرفتند!… بالاخره نقشه زورگیری را با پسرخاله ام در میان گذاشتم تا دو نفری گوشی قاپی کنیم. وقتی در یک روز سه گوشی دزدیدیم و پول خوبی به دست آوردیم، دیگر هیچ وقت به عاقبت کارم فکر نکردم که ممکن است روزی در چنگ پلیس گرفتار شوم. در مدت یک ماه ۱۰گوشی تلفن همراه سرقت کردیم و به یک مالخر فروختیم!
در خیابان های شهر سوار بر موتور پرسه می زدیم و زنان یا مردانی را که بدون توجه به اطرافشان در حال مکالمه یا ارسال پیامک بودند، زیر نظر می گرفتیم و در یک فرصت مناسب گوشی را چنگ می زدیم و در خلاف جهت حرکت خودروها فرار می کردیم تا کسی نتواند ما را تعقیب کند اما زمانی که به منطقه وکیل آباد آمدیم واولین گوشی قاپی را انجام دادیم، ناگهان ماموران انتظامی را در تعقیب خودمان دیدیم به طوری که فرار در خلاف جهت خودروها و دیگر نقشه های گریز از چنگ ماموران بی فایده بود و …
شایان ذکر است، در حالی که افشانه فلفل و دو قبضه قمه از زورگیران مذکور کشف شده، تحقیقات برای دیگر ابعاد این پرونده با دستور سرهنگ محمد فیاضی (رئیس کلانتری شهرک ناجا) ادامه دارد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

به این پست امتیاز دهید



پربیننده ترین مطالب روز

به اشتراگ بگذارید!
  تلگرام لینکداین توئیتر پینترست واتس آپ کلوب فیسبوکــ فیسنما

تگ ها

/ مجله دوستان
انتشار یافته : ۰
 

شما می توانید دیدگاه خود را در خصوص پست بالا برای نمایش در سایت در کادر زیر وارد کنید.

 

نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد، تایید نخواهند شد.