یکشنبه , ۹ ام آذر ماه سال ۱۳۹۹ ساعت ۱:۳۸ قبل از ظهر به وقت تهران

حد نهایی سقوط بورس کجاست؟

چنان که هفته قبل گفتیم، غلبه فشار فروش و روند خروج نقدینگی فرصتی به بورس برای صعود مداوم نمی دهد و هر روند صعودی با موج فروش توسط حقیقی ها و حقوقی ها مواجه می‌شود و به روند نزولی دامن می زند. این شرایط دقیقا معکوس سال ۱۳۹۸ و ماه های ابتدایی ۱۳۹۹ است که هر موج نزولی با موج خرید مواجه و مانع از افت قیمت ها می شد.

 

حد نهایی سقوط بورس کجاست؟

پیشتر به این موضوع هم اشاره کردیم که ریزش ادامه دار بورس در حالی است که وضعیت بنیادین شرکت ها بورسی با سرعت در حال بهبود است. با این حال فضای روانی منفی، مانع از خودنمایی آثار بنیادین می شود. در این شرایط چه عواملی می تواند بورس را متعادل کند؟ به نظر می رسد بهبود شرایط بنیادین باید تا کاهش نسبت قیمت به درآمد به زیر ۱۰ ادامه یابد. از نظر روانی نیز لازم است تلاطمات و نااطمینانی ها پایان یابد.

نسبت قیمت به درآمد آتی در محدوده ۱۰

نسبت قیمت به درآمد گذشته نگر بورس با افت های اخیر به محدوده ۱۵ و نسبت قیمت به درآمد آتی در محدوده ۱۱ قرار دارد. در واقع بورس در حال تخلیه سریع حبابی است که سال ۹۸ و نیمه اول سال ۹۹ به خود گرفته بود. سود شرکت های بورسی در نیمه اول امسال نسبت به نیمه اول سال گذشته بیش از ۲ برابر شده است که نسبت قیمت به درآمد را کاهش می دهد. طبیعتا با افت این نسبت تا محدوده ۵ تا ۸ دیگر هیچ کس نمی تواند حرف از حباب بورس بزند. البته وضعیت شرکت ها به تفکیک متفاوت است و برخی همچنان حبابی اند اما برخی دیگر هم اکنون نیز به محدوده جذاب خرید رسیده اند. با همه این ها برای متعادل شدن بورس باید منتظر نسبت قیمت به درآمد کمتر از ۱۰ بود که البته بورس راه زیادی تا آن نقطه ندارد. اما در کوتاه مدت مسئله روانی غالب بر بورس بسیار مهم تر از شرایط بنیادین است. معمولا شرایط بنیادین خود را در بلندمدت نشان می دهد اما در کوتاه مدت فضای تکنیکال و جهت نقدینگی بسیار مهم تر است.

یک شرط مهم تغییر فضای روانی
فضای روانی بیش از هر چیزی از نااطمینانی تاثیر می گیرد. وقتی چشم انداز روشنی نیست فضای روانی به حالت های حدی خود سوق پیدا می کند. گاهی غلبه نااطمینانی و نبود چشم انداز روشن، همه چیز را به سمت مثبت نگری می برد و گاهی مثل اکنون شرایط منفی را تشدید می کند. انتخابات آمریکا یکی از این مسائل است که اگرچه از لحاظ بنیادین فاقد اثر معنی دار است اما از نظر روانی مهم است. بورس بازان که چشم اندازی در این خصوص و همچنین در خصوص تبعات آن ندارند، احتیاط می کنند. معنای احتیاط در این روزها هم صرفا فروش و نقدکردن دارایی است. لذا با تعیین تکلیف این موضوع محتمل است که بورس بتواند به سمت تعادل حرکت کند.
وضعیت دوگانه دلار و تشدید هراس
وضعیت نرخ ارز نیز همین گونه است و البته بسیار مهم تر از مسائل سیاسی است. بورس که با رشد اخیر خود صعود دلار تا محدوده ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان را پیش خور کرده است، اکنون بر سر یک دوگانه بزرگ است. اگر دلار بتواند به صورت پایدار باز هم رشد کند بورس می تواند برای میان مدت خود چشم انداز صعودی تصویر کند. اما اگر نرخ ۳۲ هزار تومان قبلی، سقف نرخ ارز باشد و مثل سال ۱۳۹۷ بخواهد با افت ۳۰ درصدی از قله خود متعادل شود، بورس هم نمی تواند چشم انداز صعودی دیگری برای خود ایجاد کند. این تحلیل برای میان مدت و بلندمدت صادق است اما در کوتاه مدت وضعیت بدتر و به نفع افت قیمت سهام است. در فضای منفی فعلی، رشد نرخ ارز به معنی بهبود سودآوری بازارهای موازی، احتمال رشد نرخ سود بانکی و… تلقی می شود و به فشار فروش دامن می زند. افت نرخ ها هم چشم انداز بلندمدت سودسازی را تضعیف می کند. در این دوگانه همان طور که پیشتر هم گفتیم بورس تا تثبیت اوضاع نمی تواند متعادل شود.
رفع نگرانی ها و تلاطمات در هفته دوم آبان؟
یک فرضیه مهم این است که با رفع نگرانی ها و روشن شدن افق ها و از همه مهم تر رفع موارد نااطمینانی، سهام داران بتوانند تصمیمات بلندمدت بگیرند. چنان که گفتیم فشار فروش فعلی بیش از همه تحت تاثیر جو منفی و نبود چشم انداز و به بیان دیگر رفتار کوتاه مدتی است. رفتاری که در شرایط نااطمینانی اقتصادی غیرطبیعی هم نیست. اما اگر بازار و اقتصاد کشور بتواند به سطحی از ثبات دست یابد طبیعتا بورس هم می تواند از رفتارهای کوتاه مدتی فاصله بگیرد. به نظر می رسد هفته دوم آبان بتواند چنین زمانی باشد؛ زمانی که انتخابات آمریکا انجام می شود. بازارهای جهانی چشم انداز خود را روشن تر خواهند دید و بازار ارز کشور هم احتمالا بتواند به یک ثبات حداقلی دست یابد. نتیجه این ها می تواند بازگشت تعادل به بورس باشد.
معنای بازگشت تعادل آن است که رفتارهای دسته جمعی و گله ای در بورس (خرید یا فروش) کاهش می یابد و فضای تحلیلی غالب می شود. در این شرایط می توان با سرمایه گذاری در گروه های برتر بازار انتظار یک بازده معقول را داشت. مثلا طی هفته های اخیر برخی گروه ها همچون گروه کاشی  و سرامیک بر خلاف همه بازار، صعودی بوده اند. یا برخی تک نمادهای خاص که گزارش های شش ماهه خوب دادند هم صعودی بودند و در بازار سرخ سه ماه اخیر، به سهامداران خود سود رساندند. این موضوع با متعادل شدن کلیت بازار می تواند به گروه های بیشتر تسری یابد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *